آدرس اینستاگرامی حمید مظاهری راد
ساعت ٥:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٥   کلمات کلیدی:
طرح استعفای اعضای شورا و شهرداری تبریز را کافی نمی دانم.
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

بنده در مورد تایید صلاحیت برخی از آقایان به دوستان قبل از برگزاری انتخابات شورا تذکر دادم و البته پاسخ شنیدم که فشار برخی از نمایندگان موجب تاییدشان علیرغم مشکلات شان بوده و علت اصلی فساد عظیم و لجام گسیخته همان فشارها بوده ؛ تا تبریز را که یک تبریزی واقعی می فهمد از کجا به کجا رسیده را به اینجا رساندند.خداوند نگذرد از کسانی که می دانستند چه اتفاقی می افتد و هیچ نگفتند.بنده معتقدم در بروز این نوع فسادها ساکتین هم سهم دارند.سهم خواهی متاسفانه معضل عمده ی شهر تبریز است که بجای اینکه متفکران مان امور را در دست گیرند آن هایی جولان می دهند که همیشه می خواهند خودشان باشند.تا زمانیکه حکمرانی شایستگان ملت ظهور و بروز نیابد اوضاع مان چنین خواهد ماند.سرمایه سالاران و نان به نرخ روز خوران کار خویش بهتر می دانند.ما گفتیم نباید اجازه دهیم سطح نخبگی در شهرمان تنزل یابد.شهر باید بصورت علمی و با حکمرانی خوب اداره شود.بنده اینها را در پایان نامه ی ارشد که برای شهرداری تبریز کار کرده بودم و رساله ی دکترا آورده ام.با حکمرانی خوب است که مشارکت شهروندی ارتقا می یابد.عده ای اراده شان بر آنستکه سارقان آثار علمی جلودار گردند و فقط اتهام افکنی بلدند.ما آمدیم و با کار علمی برای کاهش فساد به شهرداری برنامه دادیم ولی چون ساختمان های بلور و ... چشم اینان !!!را گرفته بودم نتوانستیم کاری پیش ببریم.تکلیف شهر معلوم است.باید از اعضا شورا ؛ بانیان و ساکتین فسادها فورا کنار روند و یک تیم سالم برای مقطعی که تا انتخابات مانده امورات شهر را عهده دار شوند تا مردم انشااله این بار به یاغیان و غارتگران رای ندهند.

طرح استعفای اعضای شورا و شهرداری را کافی نمی دانم.

مردم باید خواهان اشد مجازات برای اینان باشند. در قضیه دزدی های عیان شده ( در فساد عظیم رخ داده مطمئنا مسائل پوشیده بسیاری پنهان می مانند ؛ چرا که نمی توان برای هر مفسده ای مستنداتی داشت ) با سه قسم آدم در میان اعضای شورا مواجهیم. 1 _ افرادی که فسادشان عیان گردیده و متهم شده و محکوم میشوند. 2_ کسانی که از اختلاس ؛ ارتشا و معاملات و معادلات گسترده مطلع بوده و سکوت اختیار نموده اند. 3_ آنانی که از جریانات بی خبر بوده و بلحاظ حقوقی بمانند دسته ی دوم نمی توان برایشان پرونده ی حقوقی باز نمود.تکلیف این گروه بنظرم روشنتر بوده و از دو دسته ی قبلی قصور و تقصیرشان بدلیل غفلت از حقوق مردم و منافع شان کمتر از دیگران نمی باشد. طرح استعفا و یا کناره گیری اختیاری مجرمان و خاطیان و غافلان در ممالک توسعه یافته در جرائم کمتر و تقریبا غیر عامدانه صورت می پذیرد ؛ در مشکلات با سطح گستردگی صورت پذیرفته بنظرم باید سه گونه اقدام را متصور بود اولا می بایست برای حرمت گذاشتن به افکار عمومی خاطیان به اشدمجازات محکوم شوند ثانیا ساکنین و غافلین توسط افکار عمومی به گونه ای کنار گذاشته شوند که دیگر از این ببعد نتوانند داعیه ی خدمت داشته باشند و ثالثا سیستمی توسط نخبگان به شیوه ای طرحریزی گردد که حتی اگر متخلفی تصدی گری شغلی را عهده دار شده و یا متعهدی بعدها بدلیل هوای نفسانی بخواهد جرمی را با توجیهات شرعی و قانونی مرتکب گردد با موانع سیستمی برخورد کرده و اموال عمومی براحتی امکان تعدی نداشته باشند.البته می بایست به دو نکته ی اساسی توجه جدی داشته باشیم اول آنکه می بایست دقت کنیم که فرصت سوزان و فرصت طلبان با زیرکی تمام مشکلات را جناحی ننموده و مطالبه ی حقوق از دست رفته جنبه ی عمومی یابد به گونه ای که با تقلیل مسایل به مشکلات حزبی و منتسب نمودن افراد دستگیر شده به جناح ها از عمق فاجعه بکاهد و دوم اینکه آگاه باشیم که افرادی به دلیل نزدیکی انتخابات شوراها نخواهند برای بهروزی در انتخابات سوار موج گردند.حمید مظاهری راد بهار 1395 اردیبهشت ماه


چرایی تعدد وبلاگهایم و رکورد تعداد یادداشت هایم
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

در زندگی اسیر سرنوشت موهومی که دیگران و یا طبیعت برایم دیکته نموده اند نبوده و شاید جز ء معدود و اولین کسانی بوده ام که از همان بدو ورود این حرفه به ایران شروع به وبلاگ نویسی نموده و چون سرنوشت ملت برایم اهمیت روزافزونی داشته در جهت دفاع از حقوق هم میهنانم نوشته های خویش را منتشر نموده ام.انعکاس نوشته هایم در سطح کشور طوری بازخورد داشته که نه تنها اغلب سایت های معتبر نسبت به انتشار آنها مبادرت ورزیده اند که بعدها پی بردم که فلسفه ی پیدایش برخی از سایتها و تالارهای اندیشه انعکاس مرقومات این حقیر بوده اند.چرایی اینکه چگونه و به کدامین علت تعداد وبلاگهایم به عدد صد رسیده ؛ شاید این مهم بوده باشد که ( علاوه بر مواردی که عنوان گردید ) بدلیل آنکه زکات دانسته هایم را انتشار آنها می دانستم لذا در تمامی دانشگاهها و موسسات آموزشی که تحصیل و یا تدریس نموده ام جهت تسهیل در امر آموزش و کمک و یاری به دانش آموختگان عزیز در رشته ها و شاخه های مختلف نسبت به ایجاد وبلاگ اقدام نموده و تعداد نوشته ها ؛ یادداشت ها ؛ مطالب و مقاله هایم به عدد بالای 200000 رسید که یک رکورد جهانی محسوب شده و تا سالها غیر قابل دسترسی می باشد. و براحتی با یک سرچ ساده در اینترنت این تعداد قابل دستیابی بوده و بر این تعداد بایستی نوشته هایی را افزود که در سایتهایی منتشر گردیده که یا از دسترس خارج شده ؛ یا مسدود و فیلتر گشته و یا سِرورشان قطع خدمات نموده اند و این همه بیانگر حساس بودن نگارنده به حقوق ملت بوده است.همواره خویش را در این دنیا میهمانی دیده ام که رسالتی بر دوشش نهاده شده و عافیت طلبی نکرده ام.فقط در دوران آقای احمدی نژاد هزاران یادداشتم نشانگر دفاع از حقوق ملت در موارد متعدد بوده است که در آن موقع مدعیان امروزین که اغلب ابن الوقتهایی قهارند سکوت اختیار نموده بودند.نامه های سرگشاده ام به مسئولان و روسای جمهور که اغلب جریان ساز بوده اند شهرت بعضا جهانی یافته اند. 


ما بهای اصلاح طلبی را پرداخته ایم
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳٩٥   کلمات کلیدی:
مطالب تکان دهنده ی حمید مظاهری راد 
حمید مظاهری راد در وبلاگش نوشت : ما بهای اصلاح طلبی را پرداخته ایم و براحتی زمین را واگذار نمیکنیم.مدعیان دروغین امروزین که به غلط لباس اصلاح طلبی بر تن نموده و ماموریت دارند بدانند که اصلاح طلبی در تبریز دفن نخواهد شد.باصطلاح بزرگی که گفته است چوب خشک را زمین می گذاریم و وارد لیست نموده و داخل مجلس میکنیم بداند که اوضاع بهمین منوال نمی ماند و جواب گستاخی شما به شعور مردم و نیز کاندیداهای لیست تان سنگین تر خواهد بود.گستاخی که گفته ما به برندی در حوزه ی معرفی کاندیدا به گونه ای تبدیل شده ایم که از این به بعد اگر بگوئیم A ریال برای قرار گرفتن در لیست پرداخت نمائید می پردازند بداند که اصلاحات و افکار عمومی خریدنی و فروختنی نیست.
جوانان دقت کنند !!!
جوانان به اوضاع افرادی که دنباله رو اینها بوده اند و الان به پیرمردان و میانسالانی تبدیل شده اند دقت کنند بیچارگان آه ندارند با ناله سودا کنند.برخی از اینها به گونه ای درمانده شده اند که حتی نمی توانند گذران ایام کنند.بعضی ها نان شب ندارند.زندانی سیاسی سال 88 ایی که سه سال تمام پشتیبانش بوده ام تعریف می نمود که وقتی از زندان آزاد می شد با پیژامه بوده و کسی به استقبالش نرفته و سراغش را نگرفته و راننده ی تاکسی به دادش رسیده که الان هم بدلیل عدم توانایی مالی پس از عمری دنباله روی اینان ، حتی خرده نان اینها هم نصیبش نمیشود و ... این در حالیست که اوضاع مالی بزرگانشان وصف ناشدنی است.
 
اصلاح را باید از خود شروع کنیم
اگر اینها را نگویم بدهکار جوانان تاریخ آذربایجانی میشوم که بدهکارش میباشم.البته ما از همان اوان نونهالی انشا نوشته ایم و عده ای دیر رسیدند.کسانی که مدعی اند و لیست تنظیم میکنند وقتی دیدند که بدلایلی نمی توانند در پست های حاکمیتی سمت گیرند بد ندیدند خود را اصلاح طلب جا بزنند در صورتیکه بدانند که اصلاحات دفن شدنی نیست و ما مجبور به اصلاح بوده و باید اصلاح را از خود شروع کنیم.اساس انقلاب ما تحول و اصلاح در عملکردها و کارکردهاست فلذا می توان اصلاح طلب بود و انقلابی ماند و من اصلاح طلب انقلابی ام.
 
مقداری از حرفهای تکان دهنده ام را پس از دور دوم انتخابات میگویم.
نمی دانم اصولگرایانی را که بنام اصلاح طلب داخل لیست نموده اند اگر برنده نشوند چگونه روی بارگشت به اردوگاه اصولگرایی خواهند داشت.ما ساکت نمی نشینیم و حرفهای مان را خواهیم زد.هزاران مظاهری باید فدا شوند تا اصلاح طلبی مد نظر ائمه و واقعی شکل گرفته و اصلاح عملکردها و کارکردها به نحو مقتضی و بر پایه آموزه های ملی و مذهبی اسلامی صورت پذیرد.حرفهای بسیار تکان دهنده ای دارم که مقداری را پس از انتخابات دور دوم می گویم.
 
پارلمان اصلاح طلبی را در تبریز شکل می دهیم.
اصلاحات را در تبریز به گونه ای نهادینه می کنیم که کسی جرات نکند یک شبه ادعای اصلاح طلبی کند.اصلاح طلب باید دارای سلامت نفسی ؛ مالی ؛ اخلاقی و شجاعت باشد .تمام مردم ایران اصلاح طلبند و نباید به آنها به دیده ی پایگاه رای نگریست.بزرگترین مشکل اصلاح طلبی در تبریز عدم نهادسازی بوده است.
سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان سبب شده که خیلی ها در ایام انتخابات به چشم طمع به آن می نگرند.
نامه ای را از جانب خودشان به خزعلی و سرای قلم نوشتند و به دروغ برای اینکه بنده را صریحترین و شجاع ترین یافته اند به بنده نسبت داده اند و در آن خودشان مشکلات خودشان را لو داده اند  و البته با اینکه اصلاح طلبی در تبریز به نفس نفس افتاده و آخرین رمق هایش را می کشد آنرا بازسازی و ترمیم خواهیم نمود.

و سیاست در تبریز ما چقدر تماشایی شده است.
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

در انتخابات دور قبل مجلس که کاندیدا شده بودم ؛ بزرگانی از اصلاح طلبانِ شاید پایدارتر از دیگران بر من تاختند که چر در انتخاباتی که توسط اصلاح طلبان تحریم شده کاندیدا شده ام . البته بگذریم از اینکه مدتی نگذشت و خودشان با نردبان انتخابات جانی تازه گرفتند و ما ملت هم که همیشه فراموشکار ؛ با خود می اندیشم که ملت ما کدامین گناه نابخشودنی خصوصا در تبریز مرتکب شده که همیشه گرفتار ابن الوقتهاست که در ایام انتخابات ظهور می بابند و در بقیه اوقات که فصل دروست مردم از یادشان میرود و تقسیم غنائم را فرصتی مغتنم می شمارند و سهمی از فصل برداشت برای مردمی که در انتخابات حامی شان بوده اند باقی نمی گذارند.در انتخابات قبل که شرحش را آغاز نمودم فردی که قبلا در ستاد موسوی در تبریز از اعضای شورا بود و قصدش ورود به انتخابات سال 90 با تابلوی اصولگرایی بود و تیرش بدلایلی خطا رفته و مجبور شده بود حالت انفعالی گیرد با من تماس گرفت و قصد حمایت داشت که چون برای چند روز دنیا زیر هر چتری قرار نمی گیرم حمایتش را چون دیگر ارباب قدرت و ثروت رد کردم.البته ناگفته نماند که ابن الوقتها در ستاد سال 88 موسوی در تبریز با تمام کاندیداهای ریاست جمهوری پیمان بسته و در تمام ستادها مسئولیت داشتند که در نامه ی سرگشاده ی معروفم این موضوع را خدمت محسن رضایی عارض گشته ام.و سیاست در تبریز چقدر تماشایی شده است اصولگرایی که بدلیل عدم قرار گرفتن نامش در لیست اصولگریان اصلاح طلب میشود و اصولگرایان ترس از افشا این مطلب را دارند که مبادا با فاش شدن چربش صبغه ی اصولگرایی این فرد ؛ اصولگرایان به طرف وی متمایل شده و به وی رای دهند.ریش سفیدانی را در شبکه های مجازی و واقعی شاهدیم که سابقه و اعتبارشان خیلی بیشتر از تمامی لیست ها بوده و چقدر ارزان فروش شده و تابلوی کسانی را علم کرده و بر پا می دارند که باید سر کلاس اینان نشسته و از تجربیات ارزنده شان توشه بردارند. و صد البته باید بیاد آورد اصلاح طلبان واقعی ای را که در ایام سکوت و سکون مدعیان امروزین ساکت نماندند و امروز بر طبق مرام ابدی شان که پشت خط ماندن را در دوران غارت خوش می دارند . آنان که بدلیل مشاهده ی ویژگیهای دایمی نان به نرخ روز خوران لب فرو می بندند و دنبال کار خویش می روند و آیا هوچی گران که امروز غرق در زرق و برق دنیا شده و فرصت می شمارند تا ثمره ی تلاش و خون دل خوردن های دیگران را مصادره و قهقه ی مستانشان طنین انداز شده ؛ باز روی آن را خواهند داشت تا به وقت واقعه سراغ تلاشگران واقعی رفته و آیا نااهلان ؛ نانجیبان و نامحرمان که از این جمعیت به اندازه کافی بهره کشی سیاسی نمودند و بدلیل وجه ی قابل دفاع شان در جنگ به چشم تریبون برای فریاد ناصوابشان به اینان نگریستند اینان را به وقتی دیگر چون ... دور نخواهند انداخت.


نقدی بر اوضاع جاری و گرفتاری اعضا شورای شهر و شهرداری
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩٤   کلمات کلیدی:
اگر حکمرانی خوب در این مملکت اجرا می شد حتی اگر ناصالحان هم بر اریکه قدرت تکیه می نمودند نمی توانستند خطا کنند.
شما وضعیت نابهنجار شورای شهر و شهرداری تبریز در ایام گذشته را در نظر تجسم نموده و بنگرید که چه اتفاقاتی رخ داده و حقوق مردم چه براحتی زیر پا گذارده شده است.بنده وقتی حکمرانی خوب را در برنامه هایم طرح نمودم می دانستم که اگر حکمرانی خوب که حاکمیت شایستگان و اجرای شاخص های حکمرانی خوب با مولفه های شفافیت ؛ پاسخ گویی ؛ حقوق شهروندی ؛ حاکمیت قانون و ... می باشد اجرایی گردد ره به خطا رفتن دشوارتر خواهد بود.من نشنیدم از کاندیدایی از کاندیداهای شورای شهر و مجلس که از شفافیت سخن گفته و نیز برای آن سازوکاری را تبیین نموده و آنرا در برنامه هایشان گنجانده باشد.شفافیت و آزادسازی اطلاعات ضمن افزایش اثربخشی سازمانها و شهرداری و دولتها بدلیل اصلاح فرآیند امور موجب افزایش کارایی به گونه ای میگردد که هزینه ی بکار گرفته شده در اجرای پروژه های مختلف بشدت کاهش می یابد.شما بنگرید شهرداری کلان شهر تبریز در دو سال اخیر بلحاظ اثربخشی عملکرد نسبتا قابل قبولی را ارائه داده ولی چون کارایی مناسبی در اجرای پروژه ها نداشته ایم و شفافیت ارقام هزینه شده بدرستی منتشر نگردیده لذا از اعضای شورای شهر و نیز کارگزاران شهرداری کسانی بوده اند که در بیت المال دست برده و مبالغی را حیف و میل و یا اختلاس نموده اند.الان کسی در شهر به درستی از مبالغ هزینه شده در ساخت ما ها خبری ندارد و این در حالی است که اگر مولفه های حکمرانی خوب مد نظر اعضای شورای شهر بود قبل از ساخت پل ها و دیگر موارد عمرانی قیمت مناقصه قبل و بعد از اجرای پروژه در اختیار افکار عمومی قرار گرفته و بانک های اطلاعاتی به گونه ای در دسترس عموم و رسانه های قدرتمند بود که هر گونه شائبه ی اختلاس را رد میکرد.اگر سامانه ی شایستگان که توسط بنده طرح شده بود مورد استقبال اصحاب قدرت واقع می شد مطمئنا افرادی که در شهرداری گرفتار شده اند نمی توانستند تصدی گری مدیریت ها را بر عهده گیرند.اگر اطلاعات در اختیار عده ای محدود نبود و مدیران هر لحظه خود را در اتاق شیشه ای می یافتند که تمامی اموراتشان توسط مردم و رسانه ها رصد میشود اوضاع جاری را نداشتیم و حتی در صورت خطا در انتصاب افراد نالایق ؛ اینان جرات اشتباه و انحراف را نداشتند.مردمی هم که با عکس و لیست فریب می خورند آگاهتر می شدند و فریب کسانی را که هر روز در لباسی ظاهر میشوند را نمی خوردند.فریب آنانی را که زیر نمادها قائم می شوند و سهم خواهی می کنند و وقتی به قدرت می رسند غیر از مال اندوزی که هدف غایی شان است کاری از پیش نمی برند.و وقتی اینهمه نشد باید ابن الوقتی هایی را تحمل کنیم که تا دیروز در شمایلی دیگر بودند و امروز در ظاهری متفاوت ظاهر شده اند.باید منتظر کسانی باشیم که در بدترین اوضاع کنار مردم تبریز نبوده اند و امروز از خارج از شهر برای عهده داری وکالت مان ظهور یافته اند.حمید مظاهری راد

تنها راه برون رفت و خروج از مشکلات، حاکمیت حکمرانی خوب است
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳٩٤   کلمات کلیدی:
آذربایجانی ترک ایرانی می ماند.
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ بهمن ،۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

آذربایجانی ترک در کوران حوادث سده ی اخیر خون داده جان داده تا ایرانی بماند.خداوند نگذرد از کسانی که هویت طلبان را تجزیه طلب معرفی میکنند.هویت طلبان غیور میهنم وقتی میگویند و فریاد برمی آورند که چرا دریاچه ارومیه خشکیده فریادشان بر سر بی عرضه گانی است که با بی اعتنایی به ثروت بیکران خدادادی ملی بزرگترین دریاچه ی شور دنیا را خشکاندند تا آذربایجانی در حسرت گنجینه ی عظیم منطقه ای اش بسوزد و بر سر ناعدالتی مدیران بی کفایت وزارت نیرو و نمایندگان منطقه فریاد برنیاورد که تجربه طلبش خواهند خواند.فرزند یک ترک نتواند از ادبیات زبان خویش چیزی بیاموزد و  نماینده ی منطقه بدش نیاید که از ترک بودنش مگر در مواقع نیاز به رای آوری دوری جوید و مردمی را در مقاطع حساس همچون قضیه ی فتیله و سوسک و باخت تراکتورسازی با مواضعی که قلبا به آن معتقد نیست بفریبد.روسای جمهور هم که خوب رگ خواب این مردم دست شان آمده ؛ مردمی که حق شان محاوره ؛ نوشتن ؛ آموختن به زبان خویش را با تاسیس فرهنگستانی نمادین می فریبند و سیاستمدارانش با برنامه ای از پیش تعیین شده تمام آمال هویت طلبی را در تیم تراکتورسازی خلاصه می کنند و یک ترک وقتی زبان گویایش نماینده ای نیست که باید فریاد مردم منطقه باشد به این محدویت راضی میگردد.نمایندگان ادوار گذشته ی شمالغرب اگر غفلت ننموده و برای معامله وارد مجلس نمی شدند مگر لزومی به اعتراض هم زبانانشان بود که تجزیه طلب نام گیرند.اگر  رشادت و شجاعت ترکان نبود اقلا در صد سال گذشته تهران تهدید میشد.آیا حق این مردم نیست که از پنجاه شصت نماینده ی ترک یک نفر از هویت و زبان موکلانش دفاع میکرد تا نوبت به دیگرانی نرسد و با تهمت تجزیه طلب گرفتار نگردند.آیا کسانی که در اوقات انتخاباتها ظهور می یابند و با حضور در میان هواداران تراکتورسازی می خواهند دیگر بار از عواطف مردم بهره درود و خودشان حتی قادر نیستند گویشی با زبان مادری شان داشته باشند مناسب نمایندگی این مردمند.وااسف بر انسانی که گرفتار تعلقات دنیوی و زر و زور گشته و مردم فریبی پیشه نموده است.آیا اگر از پنجاه ؛ شصت نماینده حتی یک نفر از طرف شان مامور میشد تا زبان هویت طلبان که مطالباتی در چهارچوب قانون اساسی این مملکت داشته باشد نیازی بود تا بغض ترکیده ی دانشجویی از حق تحصیل محرومش سازد.نماینده زبان مردم است و وقتی در باب مسائل اصلی منطقه اش لال شده و بفکر آینده ی زن و بچه ی خود می باشد ؛ نوبت به انسانهای دغدغه مندی میرسد که صادقانه سخن میگویند و هزینه اش را می دهند و البته این نمایندگان فرصت طلبند که موجبات ایجاد فاصله میان مردم و دولت و حکومت را فراهم میاورند.حمید مظاهری راد 94/09/25


← صفحه بعد