تصویری ناب از ستارخان وباقرخان
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:


"ستار خان سردار ملی "باقر خان سالار ملی"
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

                                 

ستارخان

ستارخان سردار ملی (1284-1332ق) فرزند حاج حسن قراجه داغی در منطقه قراجه داغ (ارسباران) به دنیا آمد. سوابق زندگی او در دوران کودکی و نوجوانی تا درگیریهای جنبش مشروطه‌ چندان معلوم نیست. از اطلاعات جسته و گریخته‌ای که از وی به دست آمده، درمی‌یابیم که او با پدر خود در روستاهای اطراف ارسباران به شغل پارچه‌فروشی مشغول بوده است.

ستارخان پس از قتل برادرش اسماعیل به دست نیروهای دولتی به همراه خانواده خود به تبریز مهاجرت کرد و در محله امیرخیز اقامت گزید و از داش‌ها و لوطیهای آن محله شد.


وی مدتی جزء سواران حاکم خراسان بود، از آنجا به عتبات عالیات سفر کرد، پس از چندی به تبریز بازگشت و به مباشری املاک محمدتقی صراف مشغول گردید. سپس به توصیه رضاقلی خان سرتیپ وارد خدمت قراسوران (ژاندارمری) شد و حفاظت راه مرند و خوی به او محول گردید. چندی بعد مورد توجه مظفرالدین میرزا (ولیعهد) قرار گرفت، ضمن دریافت لقب خانی، از تفنگداران ولیعهد در تبریز محسوب گردید. ستارخان بنابر عادت لوطی‌گری در یکی از درگیریهای خود با مأمورین محمدعلی میرزا (ولیعهد) در تبریز، مورد تعقیب قرار گرفت، از شهر گریخت و مدتی به راهزنی پرداخت. سپس با وساطت بزرگان و معتمدین محل به شهر بازگشت و دلالی اسب را پیشه خود کرد.


در سال 1325ق انجمن ایالتی آذربایجان به واسطه رشادتهای ستارخان و باقرخان به آنان لقب سردار ملی و سالار ملی اعطاء نمود.


با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر کشور، مجاهدین و آزادیخواهان آذربایجانی و قفقازی به فرماندهی ستارخان و باقرخان به حمایت از مشروطیت قیام نمودند و در مقابل قوای 35 تا 40 هزار نفری اعزامی از مرکز و خوانین محلی به فرماندهی عبدالمجید میرزا عین‌الدوله که برای سرکوبی قیام تبریز اعزام شده بودند به شدت مقاومت کردند و از تسلط آنها به شهر ممانعت نمودند. تبریز به مدت 11 ماه توسط قشون دولتی محاصره شد و از ورود آذوقه به شهر جلوگیری به عمل آمد. زندگی بر مردم بسیار سخت و طاقت‌ فرسا گردید. نهایتاً با وساطت قنسولهای روس و انگلیس و موافقت دولتهای طرفین عده‌ای از قوای روسیه به تبریز وارد شدند و راه جلفا را برای ورود آذوقه باز کردند. در نتیجه محاصره شهر به پایان رسید و سربازان دولتی و خوانین محلی مخالف مشروطیت از اطراف تبریز دور شدند. بدین ترتیب نقشی که ستارخان و باقرخان در دفاع از مشروطه و تبریز داشتند به پایان رسید.


با حضور سربازان روسی در تبریز موقعیت برای ستارخان و باقرخان سخت و خطرناک گردید. آنها به اتفاق جمعی دیگر از سران آزادیخواه به قنسولگری عثمانی پناهنده شدند. سپس تحت فشار روسها و بنابر دعوت آیت‌الله محمدکاظم خراسانی به همراه جمعی از مجاهدین در روز هشتم ربیع‌الاول 1328ق به تهران مهاجرت کردند. در تهران استقبال شایانی از آنان به عمل آمد و از طرف مجلس شورای ملی مورد تجلیل قرار گرفتند و دو لوح نقره‌ای طلاکوب به ستارخان و باقرخان اهدا گردید و برای هر کدام ماهیانه مبلغ هزار تومان مقرری از طرف مجلس تعیین شد و در پارک اتابک (محل فعلی سفارت شوروی) اسکان یافتند.


در جریان ترور آیت‌الله سیدعبدالله بهبهانی دولت مشروطه تصمیم به خلع سلاح گروههای مسلح گرفت، ستارخان با این امر مخالفت نمود و با قوای دولتی به جنگ پرداخت در این جنگ پای او تیر خورد و تسلیم شد و 30 تن از نیروهای وی کشته و 300 تن اسیر شدند.


وی چهار سال پس از این واقعه در تاریخ 28 ذی الحجه 1332 درگذشت و در باغ طوطی در جوار حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.



باقر خان سالار ملّی قبل از مشروطیت بنّا بود. پس از مشروطیت مجاهد شد. ریاست مجاهدین محله خیابان (خیابان یکی از محلات قدیمی تبریز است مشتمل بر بخش های واقع در جنوب رودخانه آجی در شرق شهر که تا جنوب شرقی نیز میرسید)، تبریز به دست او افتاد. پس از به توپ بستن مجلس، به دستور انجمن ایالتی مانند ستارخان دست به اسلحه برد و با قشون دولتی که تبریز را در محاصره داشت جنگ کرد. امّا پس از اوّلین شکست که از قشون دولتی خورد، سست شده در صدد تسلیم برآمد. تا کار ستّارخان که در امیرخیز، محله دیگر تبریز با دولتیان جنگ می کرد قوت گرفت، وی نیز سستی را از خود دور ساخته بار دیگر به جنگ با قشون دولتی پرداخت. در اثر همکاری او با ستّارخان کار مشروطه طلبان پیشرفت کرد و تبریز از فشار محاصره راحت شد. انجمن ایالتی تبریز باقرخان را به لقب سالار ملی ملقب ساخت، و از او تقدیر کرد و آوازه اشتهارش در سراسر ایران پیچید.

چنانکه در تواریخ مشروطیت نوشته اند، در اثر مجاهدت ستّارخان و باقرخان مشروطیّت نجات یافت. اما خود تبریز دیری نگذشت که به دست قشون روس افتاد. سالار ملی و سردار ملی در تبریز نماندند و به تهران حرکت کردند. یک استقبال شاهانه از این دو مجاهد شجاع از طرف دولت مشروطه به عمل آمد.

باقرخان در تهران منزوی میزیست تا قضیه مهاجرت پیش آمد. او دیگر در تهران درنگ نکرد و دنبال مهاجرین رفت. شبی در نزدیکی قصر شیرین عده ای از اکراد بر سر او و رفقایش ریختند و سرشان را بریدند. (مرگ باقرخان به همراه هجده نفر از یاران و همراهانش در محرم 1335 قمری / آبان 1295 خورشیدی به دست یکی از اشرار معروف اکراد قصرشیرین به نام محمد امین طالبانی به قصد تصاحب اسب و وسائل مهمانان خود، صورت گرفت.)

باقرخان بر خلاف ستّارخان که شیخی بود، از متشرعه بود. از علمای مخالف مشروطیت که متشرعه بودند جانبداری می کرد و به آنها احترام می گذاشت. با ستارخان رقابت داشت و می گفت: مرد آن نیست که در امیرخیز جنگ کند. مرد منم که در ساری داغ با قشون دولتی جنگ کرده ام. (علی رغم این سخن این دو بزرگوار دو بازوی قوی و شکست ناپذیر انقلاب مشروطیت بودند)

در هر حال سالار ملّی مردی جسور و ساده بود. حق بزرگی به گردن مشروطیت ایران دارد. او و ستارخان برای مشروطیت با قوای دولتی به جنگ برخواستند و موفق شدند. پس از آنکه مشروطیت بار دیگر مستقر گردید این دو نفر به عنوان قهرمان مشروطیت معرفی شدند؛ چه، مشروطیت برای خود قهرمان لازم داشت. این دو نفر از توده برخاسته بودند، در سخت ترین ایام با اتکاء به توده تبریز با شاه مستبد مبارزه کرده بودند؛ یک حرکت و نهضت ملی را رهبری کرده بودند، مسلمان بودند و به مشروطیت ایمان داشتند. این بود که به آسانی قهرمان ملت شناخته شدند.

دمکراتهای آذربایجان که نهضت خود را در دنباله نهضت مشروطیت و مکمل آن و خود را وارث سنن مجاهدین آن دوره می دانستند، مجسمه باقر خان را در میدان شهرداری تبریز تصب کردند. در 24 آذر ماه 1325 پس از سقوط پیشه وری مردم در تحت تأثیر احساسات آن مجسمه را که اثر دمکراتها بود برانداختند. از این عمل معلوم می شود که نهضت پیشه وری چقدر به ضرر مشروطیت و آزادی و این قبیل معانی بوده است.

داماد باقر خان سرتیپ هاشمی است که فرمانده قوای دولتی مأمور آذربایجان بود که در طی جنگی مختصر قوای دمکراتها را در قافلانکوه مغلوب کرد و در میدان جنگ به درجه سرتیپی نایل آمد.


نسخه آقاتهرانی برای مشکلات جنسی جوانان
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

حجت الاسلام آقاتهرانی نماینده مجلس در وبلاگش نوشته است:

سؤال:
در حال حاضر مشکل بسیاری از جوانان، مشکلات جنسی است مخصوصا در جوانان 18 سال به بالا وبعضا متاسفانه امکان ازدواج برای آنان فراهم نیست، راه حل آن چیست؟

جواب:
برای کسی که به بلوغ جنسی رسیده و امکان ازدواج نداشته باشد چند راه کار وجود داردکه خودرا در فضای گناه قرار ندهد.

1. حتی المقدور با توجه به وضعیت جسمانی خود، هفته ای دو روز (دوشنبه و پنج شنبه) روزه بگیرد، اگر برای او سخت است ماهی سه روز(پنج شنبه اول،آخرماه و چهارشنبه وسط ماه) را روزه بگیردکه فقهاء بزرگوار  در رساله های عملیه خود به ان توصیه فرموده اند. در هر حال پرخوری نکند،قبل از سیرشدن از طعام دست بکشد وتا گرسنه نشود غذا تناول نکند.

2. از خوردن غذای معطر، متنوع، آجیل خوری و... پرهیز کند.

3. لباس چسبان نپوشد و هرگز لخت وعریان نشود، حتی در حمام که کراهت دارد.(یعنی عورت در حمام پوشیده باشدبهتر است).

4. از دیدن عکس های مبتذل و غیر محارم و به ویژه جنس مخالف پرهیز کند.

5. از گفتن و یا شنیدن جک وفکاهی های جنسی حذر کند.

6. با افراد غیر مجرد ویا مجردی که در این زمینه صحبت می کند نشست وبرخاست نکند.

7. از اختلاط با زنان و یا مجالسی که مردو زن بی موالات هستند اجتناب کند.

8. هرگز بی کار نباشد وبه اشتغال بپردازد.« إِنَّ اللهَ یُبغِضُ الشّابّ ُ الفارِق» خداوند ازجوان بی کار به غضب می آید.

9. به ورزش هایی که موجب عرق ریزی می شود بپردازد، مانند: کوه نوردی، دوو میدانی، بسکتبال و... .

10. در مجالس توسل و توجه به اهل بیت علیهم السلام شرکت کرده وبه زیارت حرم های شریف ایشان برود.

11. با توجه بیشتر و مراقبه، نماز اول وقت اقامه کند.


مقاماتی که بی‌ادبی و بی‌اخلاقی را شجاعت می‌دانند، بی‌بصیرتند
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

امام جمعه شهرستان شمیرانات گفت: بصیرت در لغت، بینایی، روشن‌بینی،‌ دانایی، دوراندیشی و تیزهوشی است (لسان‌العرب، فرهنگ ابجدی، قاموس قرآن، مجمع البحرین، نخستین فرهنگ الفبای قیاسی فارسی- عربی، فرهنگ نوین). باتوجه به معانی مذکور در کتب لغت، بصیرت؛ روشن‌بینی برآمده از آگاهی، دقت، دوراندیشی و ژرف‌نگری است. واژه «بصیرت» دو مرتبه، «بصائر» پنج مرتبه، «بصیر» شصت و یک مرتبه و دیگر مشتقات «ب ص ر» جمعاً یکصد و چهل و هشت مرتبه در قرآن به کار رفته است.
وی افزود: ساختار بصیرت از حق‌شناسی، جبهه‌شناسی، جهت‌شناسی، روش‌شناسی، دوست‌شناسی، دشمن‌شناسی و تصمیم‌گیری مبتنی بر شناخت‌های بنیادی تشکیل می‌شود و بدین‌ ترتیب انسان بصیر، حق‌شناس،‌ جبهه‌شناس، جهت‌شناس، روش‌شناس، دوست‌شناس، دشمن‌شناس و تصمیم‌گیر و تصمیم‌سازی است که راه درست را در درون تاریکی‌ها می‌یابد، در انبوه شبهات بر محکمات تکیه می‌کند و تحت تأثیر فضاسازی‌های سیاسی و شعارهای جنجالی، حق را با باطل اشتباه نمی‌کند.



دعاگو اضافه کرد: خداوند به بندگان(آل عمران 15)، اعمال بندگان(بقره 96) و به همه چیز(ملک 19) بصیر است، پیامبر با بصیرت مردم را به راه تکامل‌بخش هستی فرامی‌خواند(یوسف 108)، هرانسانی نسبت به خویشتن خویش از بصیرت برخوردار است(قیامت 14)، آیات الهی برای بصیرت‌بخشی بر پیامبران نازل شد(اسراء 102).

حجت الاسلام  دعاگو، بصیرت را از مهم‌ترین شاخصه‌های حکومت دینی و ولایت را عرصه نمودارساز بصیرت سیاسی نامیده گفت: قلمرو حکومت و نفوذ ولی‌فقیه در حوزه‌های ملی،‌ جهان اسلامی و جهانی است. ولی فقیه در حوزه ملی، قوای سه‌گانه را طبق قانون اساسی، مستقیم و غیرمستقیم دراختیار دارد، رهبر همه ایرانیان مسلمان و غیرمسلمان است، به منافع و مصالح ملت، وحدت و امنیت ملی و استقلال،‌ اعتبار و اقتدار ایران اسلامی می‌اندیشد و با تعیین سیاست‌های کلان و دفاع از اسلام و ایران در برابر بیگانگان و مزدورانشان به انجام وظیفه می‌پردازد. رهبری دینی، بهره‌مند از نگرشی فراجناحی است و رسالتش دفاع از اسلام، نظام و حقوق اقشار ملی در چهارچوب قانون اساسی است.

ناطق جمعه شهرستان شمیرانات شاخصه‌های بصیرت در اقشار ملت را اطاعت،‌ تبعیت، حریم‌شناسی و حرمت‌گذاری و دوری‌گزینی از گناهکاری و قانون‌شکنی تعریف نموده گفت: بصیران ملت از همه اقشار ملی و گروه‌ها و گرایش‌های دینی و سیاسی، کسانی هستند که براساس قانون اساسی و مبانی اعتقادی، ولایت فقیه را پذیرفته‌اند و از احکام حکومتی، بی‌هیچ تردیدی فرمانبری می‌کنند. مسلمانان، پیروی از رهبری دینی را از لوازم خداباوری و خداگرایی«ایمان» و از نمادهای خدادوستی می‌دانند«قل ان کنتم تحبون الله فأتبعونی یحببکم الله»، حریم رهبر را می‌‌شناسند، از حرمت‌گذاری نسبت به حوزه و حریم رهبری دینی فروگذار نمی‌کنند و از گفتار، ‌رفتار و اعمالی که به آبروی اسلام، نظام و رهبری آسیب می‌زند فاصله می‌گیرند.

آقای دعاگو ساختارشکنی را گناه قطعی و جرم قانونی و گفتار، رفتار و اعمال ناسازگار با مسلمانی و ولایت‌مداری را ناروایی و جفاکاری توصیف نموده گفت: براساس آموزه‌های دینی، حریم و حرمت‌ناشناسی در حوزه رهبری دینی، ارزش‌ستیزی و ناهنجارگرایی و تعرض به مرجعیت، روحانیت، دین‌شناسان و دانشمندان آسیب‌رسانی به سرمایه‌های دینی و ملی است. کسانی که به رغم امکان اظهار نظر کارشناسانه نسبت به مسائل فرهنگی، ‌اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، برای طرح دیدگاه‌هایشان به حریم مرجعیت و روحانیت، گستاخانه و بی‌ملاحظه تعرض می‌کنند ریاکاران فریبکاری هستند که حیات سیاسی‌شان را در تنش‌زایی و بحران‌آفرینی تصور می‌کنند و در ارزیابی افکار عمومی به شگفت‌انگیزترین خطاهای سیاسی- اجتماعی آلوده می‌شوند.

وی افزود: صاحب‌منصبانی که بی‌ادبی و بداخلاقی سیاسی را شجاعت می‌دانند و در افکار عمومی ملت ایران و ملت‌های جهان، ملت و کشور را در موضع کاستی و ضعف سیاسی قرار می‌دهند به جلب رضایت رهبری نمی‌پردازند و از فقدان بصیرت سیاسی رنج می‌برند. کسانی که با تندروی به ناسزاگویی، دروغ‌پردازی و توهین و تهمت‌پراکنی، آلوده می‌شوند حریم شرع و قانون و اخلاق را با بدگمانی و تصورات ذهنی‌ می‌شکنند و نیازمند درمان بی‌بصیرتی و ناهنجارگرایی هستند.

خطیب جمعه شهرستان شمیرانات انتظارات ناسازگار با شأن رهبری را برآمده از ولایت‌ناشناسی، فقدان بصیرت سیاسی، زیاده‌خواهی و منفعت‌طلبی شخصی و گروهی دانسته افزود: انتظار از رهبری دینی برای حمایت از جناح‌های درگیر سیاسی و تأمین منافع و مصالح جناحی، ناروایی، حریم و حرمت‌ناشناسی و بی‌تدبیری سیاسی است. کسانی که به منافع شخصی و جناحی می‌اندیشند ولایت را در حوزه حمایت از گروه‌ها و گرایش‌های درگیر سیاسی می‌پسندند، ارزش‌های دینی و منافع و مصالح ملی را قربانی آزمندی‌های سیاسی می‌کنند،‌ در ادعای ولایت‌مداری از صداقت کافی برخوردار نیستند و ریاکاری و فریبکاری را ابزار کسب قدرت سیاسی می‌دانند.

آقای دعاگو نقش بصیرت دینی و سیاسی رهبری دینی در سازماندهی جهان اسلام و دفاع از منافع و مصالح مسلمانان را از ممتازترین و برجسته‌ترین شاخصه‌های ولایت فقیه توصیف نموده گفت: در پرتو بصیرت دینی و سیاسی ولی فقیه، جهان اسلام که از کشورهای ناتوان و وابسته به قدرتمندان شرق و غرب تشکیل شده بود به یک قطب قدرتمند تبدیل شد، مقاومت لبنان و فلسطین از توانی شگفت‌انگیز برای مقابله با متجاوزان و اشغالگران برخوردار گردیدند، در افکار عمومی جامعه جهانی از حمایت و مقبولیت گسترده بهره‌مند شدند و از مقدسات ادیان آسمانی، آئین مدنی و منافع و مصالح جهان اسلام دفاعی جهانی، شایسته و گسترده صورت گرفت.

ناطق جمعه شهرستان شمیرانات تلاش برای جهانی‌سازی اسلام، دفاع از ارزش‌های انسانی و آگاهی‌بخشی و روشنگری جامعه جهانی را از رسالت‌های ولایت و زیباترین مقتضیات بصیرت تحلیل نموده گفت: اسلام آئین جهانی و رسالتش جهانی‌سازی آئین مدنی با هدایت جهانیان به آیات آسمانی است. قرآن کتاب هدایت انسان، ‌خاتم‌النبیین مأمور بشارت و انذار جامعه بشری است. از نگاه اسلام انسان موجود ارزشمندی است که بر بسیاری از آفریده‌ها فضیلت دارد و هرگز اسلام نسبت به سرنوشتش بی‌توجه نیست. تعالی و تکامل همگانی به گستره جامعه جهانی و آینده جهان تا پایان زندگی انسان هدف انسان‌سازی و رشد‌آفرینی آئین مدنی است.

خطیب جمعه شهرستان شمیرانات در خطبه دوم به تحلیل حماسه مردمی نهم دی ماه در دفاع از اسلام، نظام و رهبری پرداخته گفت: بافت عمومی جامعه ایران به دو گروه شاخص قابل تقسیم است. گروه اول ایرانیان وفادار به نظامند که اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران با عقاید دینی و گرایش‌های مختلف سیاسی را تشکیل می‌دهند، نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی را به رسمیت می‌شناسند و به عنوان دو میثاق ملی به آن وفادارند. گروه دوم از دشمنان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی تشکیل می‌شوند که در برابر استقلال، اعتبار و اقتدار ایران اسلامی و منافع و مصالح ملت ایران ایستاده‌اند و براندازی نظام دینی را آرمان خود می‌دانند.

وی ادامه داد: گروه دوم از دشمنان خارجی، مزدوران داخلی، منافقین و دشمنانی تشکیل می‌شود که نظام و قانون اساسی را به رسمیت نمی‌شناسند و در برابر عزم و اراده ملت ایران ایستاده‌اند. این گروه عمدتاً از اهداف دشمنان خارجی به شمار می‌روند و توسط سرویس‌های جاسوسی دشمنان خارجی صید می‌شوند. دشمنان داخلی و خارجی پس از هر انتخاباتی برای بهره‌برداری از تنش‌ها، بحران‌ها و نزاع‌های انتخاباتی برای براندازی جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری می‌کنند و فتنه‌های داخلی را با آسیب‌رسانی به وحدت و امنیت ملی و ایجاد تفرقه و درگیری، سازماندهی می‌کنند.

آقای دعاگو آگاهی‌بخشی و جداسازی ناآگاهان فریب‌خورده از جبهه دشمن و نزدیک‌سازی آنان به جبهه وفاداران به نظام را از مهم‌ترین رسالت‌های سیاستمداران و فرهیختگان کشور دانسته گفت: متأسفانه همیشه نادانان و متعصبان تندرو از درون جبهه‌های درگیر در نزاع‌های انتخاباتی شکار می‌شوند و جمعی از نادانان غافل را در صحنه‌های توطئه‌گری و فتنه‌سازی به کار می‌گیرند. یکی از بزرگترین رسالت‌های سیاسی برای سیاستمداران اندیشمند و فرهیختگان دانشمند، جداسازی ناآگاهان فریب‌خورده از نقش‌آفرینی در جبهه دشمن و نزدیک‌سازی آنان به جبهه وفاداران به انقلاب اسلامی است.

ایشان در پایان تأکید کرد: باید ایرانیانی که در درگیری‌های سیاسی جناح‌ها و جریان‌های رقیب به دلیل آزردگی از تحرک سیاسی و نقش‌آفرینی شایسته در عزت و اعتبار ملی، فاصله گرفته‌اند به جمع وفاداران امیدوار نظام جمهوری اسلامی بپیوندند و با خطاب‌های منافق و ضد ولایت فقیه به فاصله‌گیری بیشتر از نظام دینی تشویق نشوند.


سخنانی از دیگران / تغییر زندگی . . . (شارل دوگل)
ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ دی ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

در زمانهای گذشته  سلطانی تخته سنگی را در وسط جاده ای قرار داد ، و برای اینکه عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند سلطان بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد ، حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط جاده بر نمی داشت. نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود نزدیک سنگ شد بارهایش را زمین گذاشت و سنگ را به کناری زد ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داشت ، کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد.

سلطان در آن یادداشت نوشته بود:

              « هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی باشد »

بنابراین کارهای بزرگ تنها از مردان بزرگ ساخته است و مردان هنگامی بزرگ می شوند که بخواهند (شارل دوگل)

برگرفته از کتاب "نگاهی دیگر" ، به گردآوری فروغ السادات مدنی