0قطعه ای بود از بهشت (یوسف کنگری)
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 

هراز چند گاهی از طرف بچه های تفحص و یا قسمت ایثارگران لشگر 31عاشورا با من تماس می گرفتند که تعدادی جنازه پیدا شده برای شناسایی جنازه یوسف به آنجا مراجعه نمایم0بغض غریبی گلویم را می فشرد و به یاد جمله عزیز با وفایم یوسف کنگری می افتادم که وقتی در دزفول با اتوبوس عازم خط مقدم جبهه بودیم فرمود:که نمی خواهم وقتی به لقاالله پیوستم جنازه ام پیدا شود چرا که دوست ندارم جسم خاکی ام برکره زمین سنگینی نماید و مشتاقم که اثری از من در دنیای مادی باقی نماند0بعد از مدتها وقتی بهمراه برادرانش پس از مطلع شدن از یافته شدن اثری از وی به نمازخانه لشگر می رفتیم باورم نمیشد که علامتی از کالبد بی جان وی باقی مانده باشد تابوت مزین گردیده به نام مبارکش را که دیدم عنان از کف دادم و مدتها گریسته و بیخود شدم شاید هیچکس تا مدتها راز بیقراری ام را نمی دانست0آنقدر گریستم که اگر تشتی بزرگ می آوردند لبالب پر میشد از اشک چشم این حقیر سرا پا تقصیر 0تابوت را که باز کردند مشامم بوی عجیبی را استشمام نمود که سراغی از تن خاکی نداشت0قطعه ای بود از بهشت به عینه دیدم که به آرزوی دیرینه اش رسیده و بقایای تن خاکی اش تنها نشانی کوچک از وی بود که سنگینی ای بر کره خاکی نمی افزود0و امروزه قبر وی در گلستان شهدای وادی رحمت تبریز تنها تسکینی است بر خانواده گرانقدرش تا یادبودی باشد از فرزند غیور و سبز قامت خمینی کبیر که با حضور والایش خیل شهدای مبارزه را مصفی تر کرد0


بازخوانی پرونده یک قتل؛متهم:جلال الدین فارسی
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

بازخوانی پرونده یک قتل؛متهم:جلال الدین فارسی

بهمن رضاخانی سوار ماشین شده و به سراغ مردی که در حال فراربود، می رود و به او می گوید: «چرا می زنی و فرار می کنی؟» ضارب در جواب وی می گوید: «او به من فحش داد و من هم او را زدم!» برادر مقتول، ضارب را با زور به داخل اتومبیل می نشاند. وی در بین راه نام ضارب را می پرسد و ضارب می گوید: «جلال الدین فارسی»

بهمن رضاخانی برادر محمدرضا رضاخانی (مقتول) جریان قتل برادر خود را چنین تعریف می کند: «حدود ساعت 9 صبح، صدای شلیک تیر به همراه شیون بچه ها به گوش رسید. من و برادرزاده هایم به طرف بالای دره حرکت کردیم و دیدیم که علیرضا (پسر بهمن رضاخانی) مهدی (کارگر یازده ساله مزرعه) به طرف پایین می دوند و فریاد می زنند: «عمو را کشتند». در بین راه علیرضا گفت که ضارب، یک شکارچی بود که ریش جوگندمی و عینک داشت و به طرف ده فرار کرد. وقتی به محل واقعه رسیدیم، حاجی پشت بر روی زمین افتاده بود و پاهایش به طرف شرق و سرش به طرف غرب قرار داشت.

همسرم (فاطمه ذوقی) همانطور که گریه می کرد، ژاکتش را به سمت چپ بدن حاجی فشار می داد تا شاید از خونریزی جلوگیری کند. به کمک همراهان حاجی را در صندلی عقب اتومبیلم قرار دادیم و به همراه برادرزاده ام به سوی ده حرکت کردیم.

البته علیرضا نیز از ناحیه ی دست چپ و شکم آسیب دیده بود و ترکش تیر دوم(ضارب سه تیر شلیک کرده بود) به دست وی اصابت کرده بود که طبق گواهی پزشکی قانونی با عمل جراحی، ترکش ها از دست وی خارج شد»

برادر مقتول در فاصله ی یک کیلومتری از محل حادثه، اتومبیل رنویی را می بیند که در منطقه پارک شده. بهمن رضاخانی صاحب ماشین را با قاتل اشتباه می گیرد و به او حمله می کند. مرد مذکور فریاد می زند: «من نبودم، من را نزن». اما در همین هنگام، شکارچی دیگری فریادزنان توجه بهمن رضاخانی را جلب کرده و می گوید: «ضارب در حال فرار است او را بگیرید تا پنهان نشود» بهمن رضاخانی سوار ماشین شده و به سراغ مردی که در حال فراربود، می رود و به او می گوید: «چرا می زنی و فرار می کنی؟» ضارب در جواب وی می گوید: «او به من فحش داد و من هم او را زدم!» برادر مقتول، ضارب را با زور به داخل اتومبیل می نشاند. وی در بین راه نام ضارب را می پرسد و ضارب می گوید: «جلال الدین فارسی»

سپس بهمن رضاخانی به اتفاق ضارب، محمدرضا رضاخانی را به بهداری می رسانند. پزشک پس از معاینه اعلام می کند که محمدرضا رضاخانی دارفانی را وداع گفته است و پرونده ی جلال الدین فارسی پس از تکمیل تحقیقات جانشین بازپرس طالقان به کرج ارسال و کیفرخواست تنظیم و صادر می شود و شعبه یک دادگاه کیفری کرج، تاریخ رسیدگی را برای ساعت 9 صبح روز سه شنبه 1371/12/1 تعیین می کند. اما روز سه شنبه اول اسفندماه 1371 که روز جلسه دادگاه تعیین شده بود، خانواده مقتول با مراجعه به دادگستری کرج مطلع می شوند که دادستان کل کشور با استناد به مواد 205 و 206 و 207، احاله ی پرونده را تقاضا کرده و با تائید دیوان عالی کشور، پرونده از کرج به تهران احاله و به شعبه ی 145 کیفری یک تهران ارجاع شده است.

در این بین جلال الدین فارسی در روز 71/12/27 با قید وثیقه ی هشت میلیون تومانی از زندان آزاد می شود. خانواده ی مقتول در اواسط فروردین از آزادی فارسی مطلع می شوند و به قاضی اعتراض می کنند که چرا متهم به قتل را آزاد کرده اید؟ وی مخالف بودن قانون را با شرع بهانه می کند و می گوید: «چرا ماده ی 130 و 130 مکرر قانون آئین دادرسی کیفری حاکم باشد، بر فرض که این قانون حاکم و واجب باشد، ولی مشاهده می شود که یک قانون خلاف نظر مجتهدین ما است. بنابراین من چنین قانونی را مخالف می بینم و نمی توانم یک بند از این قانون را رعایت کنم!»

***
اولین جلسه ی محاکمه ی جلال الدین فارسی متهم به قتل محمدرضا رضاخانی به ریاست قاضی شعبه ی 145 کیفری یک تهران در تاریخ 1372/3/5 (درست 10 سال پیش) تشکیل شد.

ساعت 8 صبح آن روز جلو در ورودی کاخ دادگستری مملو از جمعیت بود. جمعیتی که بی صبرانه منتظر اجرای عدالت بودند. ساعت 9 صبح در تالار جنایی کاخ دادگستری به روی تماشاچیان باز شد. خبرنگاران در سمت راست سالن در جایگاه خبرنگاران جایگاه متهم نیز قرار داشت و در سمت چپ خانواده ی مقتول قرار گرفته بودند. دادگاه کاملا پر بود به طوری که تمامی صندلی ها اشغال و گروهی هم ایستاده بودند. در ردیف جلو، همسر، دختر 18 ساله و پسر بیست ماهه ی مقتول با چهره ی بهت زده مردم را نگاه می کردند. در ساعت 9/20 دقیقه، متهم با چهره ای آرام وارد سالن شد و خانواده ی مقتول با ورود وی فریاد القصاص، القصاص را سر دادند.

بعد از آرام شدن فضای دادگاه جلسه ی دادگاه آغاز شد. ابتدا قاضی از نماینده ی دادستان، حمید محمدی خواست تا کیفرخواست را قرائت کند. در کیفرخواست جریان قتل و درگیری قاتل و مقتول با توجه به سخنان شاهدان تنظیم شده بود. به نقل از علیرضا رضاخانی نوشته شده بود: «من و عمویم و مادرم ایستاده بودیم و مشغول بار کردن گونی کود بودیم که قاتل از جاده مزرعه وارد شد و بدون سلام به طرف آب رفت و عمویم به شوخی به او گفت: مگر این کبک ها جای شما را تنگ کرده اند که آنها را می کشید و قاتل گفت: به تو مربوط نیست پدرسگ مادر (…) عمویم با شنیدن این حرف به سمت بیل رفت و ناگهان آن فرد دو تیر به سمت پای او شلیک کرد. عمویم تا بیل را برداشت تیر سوم را نیز شلیک کرد که به شکم عمویم اصابت کرد. سپس قاتل به سمت جاده فرار کرد»

مهدی سردشتی 11 ساله نیز در تائید سخنان علیرضا شهادت داد. جلال الدین فارسی در شرح واقعه که جانشین بازپرس همان روز قتل از وی سوال کرده بود، پاسخ داده بود: «ساعت حدود 9 صبح بود که در غرب روستا مشغول راهپیمایی بودم. در مسیر راه تعدادی شکارچی مشغول شکار بودند. در کنار راه یک زن و مرد و بچه نیز بودند. به محض اینکه به کنارشان رسیدم، مرد بدون هیچ مقدمه ای با بیل به بنده حمله کرد و دشنام داد. من در حالی که فرار می کردم، دو تیر به روی خاک شلیک کردم. ولی وی به سمت من آمد و با ضربه ی بیل به صورتم زد که عینکم دو تکه شد و خون از دماغم فواره زد و ظاهرا تیر دیگری از تفنگم که به خاک افتاده بود، در رفته بود».

این در حالی است که جانشین بازپرس از مهدی و آقای پرویز فیروزی سوال کرده بود که آیا زمانی که قاتل، قتل را مرتکب شد و در حال فرار بود از بینی او خون می آمد و آنها در پاسخ گفته بودند که بینی قاتل خونی نبوده است. در ضمن پزشک قانونی کرج در تاریخ 71/7/5 از آقای جلال الدین فارسی معاینه به عمل آورد و اعلام داشت: «هیچ گونه آثار ظاهری ضرب و جرح وجود ندارد و در معاینه ای که با دستگاه از بینی نامبرده به عمل آمد، سوراخ بینی سمت راست سه لخته کوچک مشهود بود که لازم به ذکر است خونریزی از بینی بدون علائم ظاهری ضرب و جرح می تواند به علت های مختلف مانند اختلال رگ های مویینه، دستکاری بینی، افزایش ناگهانی و شدید فشار خون و اصابت ضربه ی خفیف ایجاد گردد و اصابت جسم سختی مانند دسته ی بیل نمی تواند عامل این نوع خونریزی باشد».

در ادامه ی کیفرخواست آمده بود: «آقای جلال الدین فارسی باید ثابت کند که تیر سوم را خود شلیک نکرده و ضربه ی مقتول باعث خونریزی بینی وی و افتادن تفنگ از دستش شده که خلاف محرز است. زیرا:

1. آقای فیروزی شهادت داده است که آثار خون در صورت و لباس وی بعد از حادثه دیده نشده.

2. گواهی پزشکی قانونی کرج و تصدیق جانشین بازپرس به صراحت دلالت بر عدم وجود آثار ظاهری صدمه را دارد.

3. با توجه به توصیف متهم از عصبانیتمقتول، چگونه می توان پذیرفت برخورددسته بیل به بینی و شکستن عینک، آثار ظاهری نداشته باشد.

4. مطلعان و شاهدان که در محل حضور داشتند، مطلبی از افتادن تفنگ بر زمین بیان نکرده اند.

5. با توجه به صورت جلسات معاینه ی محل و کروکی های ترسیم شده، تفنگ بر زمین افتاده نمی تواند زاویه ای داشته باشد که تیر شلیک شده از آن به پهلوی چپ مقتول اصابت نماید.

6. چون موضوع اخیر از متهم سوال شده و وی در مقابل حرف معقولی قرار گرفته، ادعای خود را تغییر داده و گفته است که تیر در هنگام درگیری وی با مقتول شلیک شده و تلویحا از ادعای افتادن تفنگ بر زمین عدول کرده است.

7. متهم در پاسخ به جانشین بازپرس که آثاری از ضرب و جرح در صورت شما نیست، پاسخ می دهد در چنان حال روحی و عقلی در ثانیه های کوتاه نمی توان چنین چیزهایی را ادراک کرد و به خاطر سپرد که ضربه به کجاهایش خورده مگر آنکه اثر به جا بگذارد. ملاحظه می شود که متهم در اظهار اخیر خویش صریحا اذعان می کند»
***
به دنبال برگزاری اولین جلسه ی محاکمه ی جلال الدین فارسی، دومین جلسه ی محاکمه ی وی، صبح چهارشنبه 72/4/30 در تالار جنایی کاخ دادگستری ادامه یافت. در جلسه ی دوم نیز قاضی دادگاه و نماینده ی دادستان، سوالات خود را از متهم پرسیدند. در ادامه قاضی از بهمن رضاخانی خواست تا شکایت خود را در مورد ایراد صدمه ی غیرعمدی به فرزند خود مطرح نماید. در پاسخ، بهمن رضاخانی لباس های آغشته به خون محمدرضا رضاخانی را از داخل کیف بیرون آورد و نشان داد که موجب اعتراض شدید قاضی به وی در خصوص «برهم زدن جلسه ی دادگاه» شد و همچنین اشاره نمود که چنانچه کسی عکسی از این صحنه تهیه نموده باشد، فیلم دوربین از وی گرفته شود.

از جمله نکات قابل توجه تناقضات موجود در پرونده، یکی این بود که جلال الدین فارسی در جلسه ی چهارم دادگاه گفت ایشان (مقتول) دارای صفات خیر و نیک بوده و او را متواضع ترین و آرام ترین از هفت برادر… معرفی کرد.

ولی در آخرین جلسه ی دادگاه اظهار داشت: « مقتول را مهدور الدم می دانستم، خدا شاهد است اگر رسول اکرم هم بود، این را می گفت» (کتاب محاکمه ی قانون، وحید پوراستاد، صفحه ی 370)
یک نکته ی جالب توجه دیگر، این بود که آقای فارسی ادعا می کرد خون روی بیل متعلق به من است. بیل خونی را برای آزمایش به اداره ی کل تشخیص هویت فرستاده شد. اداره کل تشخیص هویت گواهی نمود که خون موجود در دسته بیل گروه خونی O (مربوط به مقتول بوده) حال آنکه گروه خونی آقای فارسی B می باشد. لذا خون روی بیل متعلق به مقتول است. بیل از زیر بدن به خاک افتاده ی مقتول خارج شده بود. (ص 380 کتاب)

جلسات محاکمه ی جلال الدین فارسی روزهای بعد ادامه یافت تا اینکه شعبه ی 145 کیقری یک تهران رای خود را مبنی بر تبرئه ی جلال الدین فارسی از قتل عمد اعلام و وی را محکوم به قتل شبه عمد و دیه محکوم کرد.


در این رای آمده بود: «جلال الدین فارسی فرزند محمدعلی از قتل عمدی موجب قصاص با استناد به بند ج ماده ی 295 قانون مجازات اسلامی مبرا است و با لحاظ ماده ی 297 و تبصره ی ذیل آن و بند الف ماده ی 302 و 304 قانون مجازات اسلامی، وی به تأدیه ی یکی از انواع دیات کامل به ورثه ی مرحوم آقای محمدرضا رضاخانی از زمان حادثه و همچنین در مورد ایراد صدمه ی بدنی غیرعمدی نسبت به آقای علیرضا رضاخانی، آقای فارسی را به تأدیه ی 22 درصد نصف دیه ی کامل (بیست و دو صدم از یک دوم) محکوم کرد»

این رای با اعتراض حمید محمدی نماینده ی دادستان و زین العابدین زاخری وکیل اولیای دم مواجه شد. این در حالی بود که در رای صادره مقدمه ی رای با موخره ی آن تناسب و سنخیتی نداشت. به صورتی که در مقدمه ی رای، دادگاه ادعای متهم را مبنی بر اینکه تفنگ به زمین افتاده و تیر سوم خود به خود در رفته و به مقتول اصابتکرده، مردود دانست. همچنین دادگاه در رای خود قبول کرده بود، متهم از راهی که می رفته به عقب برگشته و به طرف مقتول آمده و ایستاده و سه تیر عمدی به سوی او شلیک کرده است. البته دادگاه اعلام کرده بود، نه مقتول ضربه ای با بیل یا دسته ی آن به متهم زده و نه متهم تعادل خود را از دست داده و به زمین خورده و نه تفنگ او به زمین افتاده است.

دادگاه همچنین تصریح کرده بود که بر فرض صحت ادعای مکذبه متهم در افتادن تفنگ به زمین و در رفتن تیر سوم، محال است که از آن تفنگ افتاده تیری شلیک شود و به پهلوی چپ مقتول اصابت کند. همچنین دادگاه ادعای متهم را که مقتول با قصد قتل به متهم حمله کرده است را باطل دانست و…
از این رو بود که زین العابدین زاخری وکیل اولیای دمنیز در لایحه ی اعتراضیه خود به دیوان عالی کشور نوشت: «بدون تردید مندرجات این حکم با هم سازگار نیست و مقدمه ی آن، موخره را توجیه نمی کند. مشتی مطالب معارض و متناقض پیکر آن را تشکیل می دهد. انواع جرمها جا به جا شده و مجازات نامتناسب و بر خلاف نصوص صریح قوانین و فتاوی فقها تعیین شده، آن هم به قانون و فقه. از مواد آمره ی قوانین حاکم به مورد اعراض و به مواد غیرمربوط استناد و توسل شده و فتوا تحریف «در غیر وضع» بهره برداری شده است.

در این مقام دو نکته مطرح است: اول؛ حق اولیای دم که به ناحق تباه شده است. دوم؛ جنبه ی عمومی موضوع که با مصالح عموم و حیثیت جهانی ملک و ملت و آبروی دولت جمهوری اسلامی ارتباط دارد»

با تمام این اوصاف پرونده برای ادامه ی مسیر قانونی به شعبه ی یازدهم دیوان عالی کشور به ریاست حجه الاسلام سید جعفر شبیری زنجانی ارجاع شد، اما وی پرونده را دارای نقص دانسته و پرونده را برای رفع ابهام به شعبه ی صادرکننده یعنی شعبه ی 145 کیفری یک ارجاع داد.

قاضی شعبه ی 145 بر رأی خود پافشاری کرد و شعبه ی 11 دیوان عالی کشور پس از بررسی مجدد رأی مربوطه، پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه ی دیگری از دادگاه های کیفری یک تهران ارجاع داد.

***
پس از نقض حکم از سوی دیوان عالی کشور و ارجاع آن به شعبه ی هم عرض، انتظار اولیای دم برای ارجاع پرونده به شعبه ی هم عرض طولانی شد و پس از سرگردانی و مراجعات پیاپی اولیای دم و وکیل آنها به دادگستری، خانواده ی مقتول چاره را در شکایت از مسؤولان امر دیده و به دادسرای انتظامی قضات، رئیس قوه ی قضائیه، کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی، بازرسی کل کشور، دفتر ریاست جمهوری و سایر مراجع شکایت کردند.سرانجام پس از نه ماه و نیم، پرونده به شعبه ی 7 دادگاه عمومی تهران ارجاع شد و وی روز پنجشنبه 74/10/28 را تاریخ رسیدگی قرار داد.

دادگاه در موعد مقرر در سالن اجتماعات مجتمع قضایی امام خمینی تشکیل شد و همسر مقتول در جایگاه قرار گرفت و خطاب به قاضی گفت: «چون بعد از سه سال و اندی که شوهرم به قتل رسیده تاکنون مطابق آنچه روال عادی قضایی بوده، عمل نشده و وضعیت پرونده تاکنون در ابهام بوده است و حال نظر من تاثیری در روند پرونده در این دادگاه نخواهد گذاشت، به نشانه ی اعتراض، خود و دخترم دادگاه را ترک می کنیم»

این دادگاه پس از شنیدن مدافعات وکیل اولیای دم و بررسی پرونده، جلال الدین فارسی را به اتهام قتل عمدی مرحوم محمدرضا رضاخانی به قصاص نفس محکوم کرد.

در بخشی از این رای آمده بود: «… به نظر دادگاه، محرز و مسلم و ثابت است، متهم با سبق تصمیم مبادرت به خارج کردن ضامن تفنگ و شلیک سه تیر پی در پی به سوی محمدرضا رضاخانی کرده که در نتیجه عمل متهم (شلیک تیر سوم)موجب سلب حیات مقتول شده، هر چند قصد کشتن نامبرده را نداشته، اما با توجه به این که آلت به کار رفته قتاله است، موضوع منطبق با بند ب ماده ی 206 قانون مجازات اسلامی بوده بنابراین دادگاه، متهم موصوف، جلال الدین فارسی را به اتهام قتل عمدی مرحوم محمدرضا رضاخانی به قصاص نفس محکوم می کند»

اما متعاقباً برخلاف رویه ی حاکم که باید پرونده به شعبه ی نقض کننده ی پرونده (شعبه ی 11) ارجاع می شد، به شعبه ی 31 ارجاع شد.

به هر ترتیب، دیری نپایید که رأی شعبه ی دادگاه عمومی تهران از سوی شعبه ی 31 دیوان عالی کشور نقض شد. این شعبه اعلام کرد که حکم صادره دایر بر قصاص نفس متهم، با موازین قانونی و شرعی و مندرجات پرونده انطباق ندارد و اعتراض محکوم علیه و وکیل وی نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته، وارد به نظر می رسد. بنابراین حکم صادره نقض می شود و مقرر است پرونده نزد ریاست محترم کل دادگستری استان تهران ارسال تا در یکی از شعب دادگاه های عمومی تهران رسیدگی شود. بنابراین پرونده به شعبه ی دوم دادگاه عمومی تهران ارجاع شد. همسر و دختر مقتول در این دادگاه نیز برای اعتراض به روند غیرطبیعی پرونده حضور نیافتند.

نکته ی قابل تأمل در دادگاه این بود که قاضی از جلال الدین فارسی خواست که مراسم قسامه به جای آورد و قسم یاد کند که با شلیک تیر سوم قصد زدن مقتول را نداشته است.

اما وکیل مدافع اولیای دم، نسبت به اجرای مراسم قسامه توسط متهم به شدت اعتراض کرد. وی اشاره کرد قسمی که متهم بنا به تکلیف دادگاه یاد می کند، موثر در مقام نیست و موضوع قسم در امر قتل، خارج از مقررات موضوعات دعاوی مدنی است و منحصراً تابع مقررات مبحث قسامه است و طبق ماده ی 239 الی 256 قانون مجازات اسلامی، اتیان سوگند در موارد لوث حق اولیای دم است.

مگر در مواردی که متهم مدعی عدم حضور خود در محل واقعه باشد و یا از طرف اولیای دم در موارد مخصوص در قانون رد متهم شود. که این پرونده فاقد دو مورد فوق است. بنابراین چون موکلین برای ایتان سوگند اعلام آمادگی می کنند، تکلیف قسم به متهم، جواز شرعی و قانونی ندارد و سوگند یاد شده خارج از موازین و موارد مقرر امری زاید و در نتیجه بلااثر است. اما با تمام این موارد، قاضی رای خود را مبنی بر خطئی محض بودن نوع قتل با قسم متهم تائید کرد و فارسی را به پرداخت یک فقره دیه ی مرد مسلمان محکوم کرد. و سرانجام پس از چهار سال، این پرونده ی پر فراز و نشیب قضایی بسته شد.


نامه منتشرنشده از شهید چمران+تصویر
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

از آنهایی نیستم که در قهوه‌خانه بنشینم و هنگام نوشیدن قهوه از آلام و دردهای آوارگان و جنگ‌زدگان تل زعترو نبئه صحبت بکنم یا از راه روزنامه‌ها و رادیو‌ها به دنیا چشم بگشایم...کاری که متاسفانه اکثر روشنفکران به آن گرفتارند. و حتی از آنها، کسانی که به این حوالی می‌آیند باز به همان روش کسب اطلاع می‌کنند.

 

با فلسطینیان نیز شب و روز سر و کار دارم و به علت شرایط و محل خود در میان آنها زندگی می‌کنم در اردوگاه های تعلیماتی در جبهه‌های جنگ در مخیم ها همیشه با آنها در تماسم. با رهبران بزرگ مقاومت مثل عرفات و ابوجهاد ... و تا کادرهای پایین و جنگندگان عادی مقاومت تماس دائم دارم

به نوشته همشهری آیه؛ به نظر می‌رسد شهید چمران این نامه را برای یکی از دوستان خود در انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا نوشته که البته هیچ وقت پست نشد.

ای دوست عزیزم:

به‌علت موقعیت خود و شرایطی که خواسته یا ناخواسته در آن غرق شده‌ام اکنون با همه طیف‌های مختلف مردم لبنان و رهبران آن از چپ و راست و با همه طیف های مختلف فلسطینیان و رهبران آن و با همه مردم بدبخت لبنان از شمالی‌ترین ده‌ها که هرمل و عکار باشد تا جنوبی‌ترین قریه‌های حدود اسرائیل که ناقوره و عیتاالشعب باشد... از ساکنان تل زعتر تا نبئه با همه و همه تماس دائم دارم.

از آنهایی نیستم که در قهوه‌خانه بنشینم و هنگام نوشیدن قهوه از آلام و دردهای آوارگان و جنگ‌زدگان تل زعترو نبئه صحبت بکنم یا از راه روزنامه‌ها و رادیو‌ها به دنیا چشم بگشایم...کاری که متاسفانه اکثر روشنفکران به آن گرفتارند. و حتی از آنها، کسانی که به این حوالی می‌آیند باز به همان روش کسب اطلاع می‌کنند.

من همه حقایق را با وجود خودم لمس می‌نمایم و از شمال تا جنوب در همه ده‌ها با مردم زندگی می‌کنم و میان آنها به سر می‌برم. با دردها و رنج‌ها و افکارآنها آشنا یم.دربیروت در همه مناطق با جنگندگان در صحنه‌های معرکه زندگی می‌کنم. با آنها غذا می‌خورم و زیر انفجار بمب‌ها و رگبار مسلسل‌ها در محلشان می‌خوابم. شهدا و مجروحین را به دوش می‌کشم و هنگامی که گلوله به سمت‌ ما می‌بارد فقط مساله شانس و قضا و قدر است.

با فلسطینیان نیز شب و روز سر و کار دارم و به علت شرایط و محل خود در میان آنها زندگی می‌کنم در اردوگاه های تعلیماتی در جبهه‌های جنگ در مخیم ها همیشه با آنها در تماسم. با رهبران بزرگ مقاومت مثل عرفات و ابوجهاد ... و تا کادرهای پایین و جنگندگان عادی مقاومت تماس دائم دارم و شاید تعجب کنی که اگر بگویم طرح‌ها و نقشه‌های زیادی با حضور و مشورت رهبران مقاومت مشترکا اتخاذ می‌کنیم و گاهی اخبار و تحلیل‌هایی از خود مقاومت به رهبرانش گزارش می‌دهم که مورد تعجب آنها می‌شود. از طرز تفکر یکایک آنها و اختلاف داخلیشان آگاهم.


کارت عروسی تاج زاده
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

عشق از نوع خوابگاه دانشجویی +عکس
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

آدم‌ها بوسیله روش‌های مختلفی عشق و علاقه‌شان را به معشوق خود نشان می‌دهند اما بعضی افراد با کمی خلاقیت از روش‌های جالبی استفاده می‌کنند که واقعا زیبا هستند.

 یک پسر دانشجوی چینی که به یکی از همکلاسی‌هایش علاقمند شده بود تصمیم گرفت که علاقه خود را به او نشان دهد، به همین جهت با دوستان خود در خوابگاه دانشگاه صحبت کرد و قرار شد که در یک ساعت معین بعضی از چراغ‌های خوابگاه را روشن کنند و باقی چراغ‌ها خاموش بمانند!

نتیجه این کار را ببینید!!


واکنش شهیدبهشتی به شعار "شاه زنازاده است
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

...گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم.

«شاه زنازاده است،خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود.

 بهشتی گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان
حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید


عشرت شایق عضو کادرفنی تیم ملی جودو شد!
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

عشرت شایق در این باره می گوید:« هرچند هنوز برای رفتن به گوانگژو تصمیم قطعی نگرفته ام اما در همه رشته هایی که تیم های بانوان شان هم به مسابقات اعزام می شوند ، مسئولیت سرپرستی تیم های بانوان با نایب رئیس فدراسیون است و من هم به همین دلیل در لیست اعزام قرار دارم اما هنوز در این باره که می روم یا نه تصمیم قطعی را نداشتم. فکر کنم تا اواسط این هفته باید منتظر بمانم و آن وقت تصمیم قطعی ام را اعلام کنم.»

 

نماینده سابق مردم تبریز یکی از اعضای کادرفنی تیم ملی جودو در بازی های آسیایی خواهد بود.

عشرت شایق ، نماینده مردم تبریز در مجلس هفتم که مدتی هم سابقه حضور در هیات مدیره باشگاه استقلال را در کارنامه داشت پس از آغاز به کار به عنوان معاون بانوان فدراسیون جودو ، آماده می شود تا همراه تیم ملی بانوان این رشته راهی بازی های آسیایی شود.

امینی رئیس فدراسیون جودو در این باره به خبرآنلاین می گوید:« ما قرار است برای بازی های آسیایی برای اولین بار 2 ورزشکار بانو را هم در تیم اعزامی مان داشته باشیم و خانم عشرت شایق هم به عنوان سرپرست تیم اعزامی بانوان این ورزشکاران را همراهی می کند و از این نظر نام ایشان به عنوان عضو کادرفنی معرفی شده است. »

و البته عشرت شایق در این باره به خبرنگار ما می گوید:« هرچند هنوز برای رفتن به گوانگژو تصمیم قطعی نگرفته ام اما در همه رشته هایی که تیم های بانوان شان هم به مسابقات اعزام می شوند ، مسئولیت سرپرستی تیم های بانوان با نایب رئیس فدراسیون است و من هم به همین دلیل در لیست اعزام قرار دارم اما هنوز در این باره که می روم یا نه تصمیم قطعی را نداشتم. فکر کنم تا اواسط این هفته باید منتظر بمانم و آن وقت تصمیم قطعی ام را اعلام کنم.»

شایق که در دوره فعالیت خود در مجلس هفتم به عنوان نماینده مردم تبریز در کمیسیون فرهنگی عضویت داشت. او که به عنوان نماینده بانوان در هیات رئیسه استقلال مشغول به کار شده بود ، یکی از مخالفین سرسخت بحث حضور بانونان در ورزشگاه ها محسوب می شد و محیط ورزشگاه های ایران را برای حضور بانوان مناسب نمی دانست. هیات مدیره استقلال در دوره حضور او پس از تاخیر در ارسال لیست بازیکنان تیم به لیگ قهرمانان آسیا و حذف از بازی های لیگ قهرمانان ناچار به استعفای دسته جمعی شدند.


درباره یک عکس تاریخی
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

علی اشرف فتحی: از مدتی پیش، عکسی به طور گسترده در وبلاگ ها و سایت ها منتشر شده و شایعاتی نیز درباره روحانیون حاضر در عکس مطرح شده است. من این سؤال را چندی پیش مطرح کردم و یکی از دوستان نادیده برایم ایمیل زد و اطلاعاتی درباره این عکس دیدنی و تاریخی برایم فرستاد. اگر دیگر دوستان هم اطلاعات تکمیلی و دقیق تری دارند خوشحال می شوم بدانم. طبق گفته این دوستمان، این عکس در روز افتتاح آرامگاه مادربزرگ فرح پهلوی در لاهیجان گرفته شده است. این آرامگاه که در خیابان کاشف شهر لاهیجان قرار داشته، پس از انقلاب به کتابخانه و مرکز خوشنویسی تبدیل شد و بعدها نیز ظاهرا تخریب شده است. فردی که دست فرح را می بوسد نامش نخعی است. آن دو روحانی سمت چپ عکس، برادران بوکا هستند که گفته می شود در لاهیجان شناخته شده هستند. پس از انقلاب این دو مدتی خلع لباس شدند که البته مجدداً با گذشت برخی مسؤولین دوباره ملبس شدند. پیرمرد عبا به دوشی که کنار در ایستاده نامش سعید نظام شکن است. بنا براین روحانیون حاضر در این عکس، افرادی کاملا گمنام و محلی بوده اند. البته لاهیجان تنها جایی نیست که شاهد اینگونه رفتارها بوده است. همه ما کم و بیش درباره چنین رفتارهایی از اقشار مختلف در شهرها و روستاهای مختلف کشورمان شنیده ایم. رفتاری که نوع رسمی و جدی تر آن را در میان آخوندهای درباری شاهد بوده ایم.


شلاق برای معلمی که عاشق شاگردش شد
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

براساس قانون اساسی پرو، چنانچه مشخص شود میان معلم و دانش آموز 15 ساله رابطه جنسی وجود داشته ، معلم به چندین سال حبس محکوم خواهد شد.

معلم 32 ساله "پرو" به اتهام ارتباط نامشروع با یکی از دانش آموزان دختر 15 ساله به 6 ضربه شلاق محکوم شد.

به گزارش  روزنامه " Repubblica " پرو، براساس رسوم یکی از اهالی روستای این کشوردرآمریکای جنوبی، معلم 32 ساله به 6 ضربه شلاق و دانش آموز دختر 15 ساله به 4 ضربه شلاق محکوم شدند.

بستگان معلم و دختر پروئی پس از مطلع شدن از ارتباط عاشقانه آنها، خواستارمجازات آنها شدند ، اما معلم 32 ساله علاوه بر دفاع از این رابطه ،اظهار داشت:" دانش آموز من  دیگر دختر بچه  کوچک نیست و ارتباطی که میان ما ایجاد شده با رضایت طرفین صورت گرفته است.

براساس قانون اساسی پرو، چنانچه مشخص شود میان معلم و دانش آموز 15 ساله رابطه جنسی  وجود داشته ، معلم به چندین سال حبس محکوم خواهد شد.

گفتنی است که  اغلب روستا های پرو قوانین خاص خود را دارند که براساس این قوانین افرادی را که مرتکب جرم می شوند، محاکمه خواهند شد. این درحالی است که قوانین این روستاها  را نمی توان با قانون اساسی  کل کشور تطبیق داد.

گفته می شود که طبق قانون برخی از روستاهای پرو در صورتی که برخی از افراد متهم به سرقت شوند، مجازات آنها اعدام خواهد بود.

پرو  کشوری است در آمریکای جنوبی، پایتخت آن لیما است. این کشور از شمال با اکوادور و کلمبیا، از شرق با برزیل، از جنوب شرقی با بولیوی، از جنوب با شیلی و از غرب با اقیانوس آرام هم مرز است.


قطبی بی‌سوادترین مربی خارجی و یک آرتیست
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

امیر عابدینی مدیر پیشین پرسپولیس قطبی را یک گزینه غلط برای اداره تیم ملی معرفی کرد.

امیر عابدینی در واکنش به این خبر که علی سعیدلو و سازمان ورزش دنبال مربی خارجی برای تیم ملی هستند ، گفت:«مگر افشین قطبی مربی ایرانی است؟ مربی ایرانی یعنی امیر قلعه‌نویی، علی دایی، ناصر حجازی، علی پروین، حسن روشن، محمود یاوری، محمد مایلی‌کهن، جلال طالبی و... افشین قطبی فقط فارسی حرف می‌زند. الان در دوشنبه تاجیکستان و افغانستان هم خیلی‌ها فارسی حرف می‌زنند. آیا ایرانی هستند؟ مربی ایرانی به کسی می‌گویند که در فوتبال ایران رشد کرده باشد. با فرهنگ این مرزوبوم آشنایی داشته باشد و در 30 سال گذشته در کنار مردم زندگی کرده باشد. تقاضا می‌کنم افشین قطبی را مربی ایرانی فرض نکنید، او بی‌سوادترین مربی خارجی است. در بی‌بی سی هر چه دلش خواست به ما گفت، اما ما این جا حق انتقاد نداریم و اگر انتقاد کنیم شمشیر تیغ کمیته انضباطی سرمان را خواهد برید. گویی اینکه مصاحبه این مربی با بی‌بی سی مبرا از قوانین کمیته انضباطی بود. ایشان در 30 سال گذشته کجا بود؟ او یک آنالیزور است که با دو مربی بزرگ کار کرده همین و بس. او در بین مربیان خارجی یک مربی بی‌دست و پا اما آرتیست است!»


از تولد تا شهادت «آقا مصطفی»
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سید مصطفی 22 ساله شده بود که شنیدم شایع شده است که ما با آقا مرتضی حائری وصلت کرده‌ایم. مصطفی می‌گفت، هر وقت آقای حائری از صحن حرم بیرون می‌آید، رفقا می‌گویند، «پدرزنت آمد!» این شایعه به گوش آقا هم رسیده بود. یک شب ایشان از من پرسیدند، «خانم! شما دختر آقای حائری را دیده‌اید؟» من در مورد او کمی برایشان توضیح دادم. آقا گفتند، «چطور است کاری کنیم که این دروغ، راست از کار دربیاید؟»

نام «سیدمصطفی» در آسمان انقلاب اسلامی ـ همواره و همیشه ـ می‌درخشد چراکه نهضت امام خمینی(ره)، با نام او گره خورده است. او که لحظه‌ای از همراهی نهضت، شانه خالی نکرد و در زندان و تبعید، طعم شکنجه و غربت را چشید اما افسوس که ناگهان در نخستین روز از آبان 1356 با شهادتی معماگونه، یاران قیام خمینی را تنها گذاشت. شهادتی که سرآغاز خیزش دوباره مؤمنان انقلاب شد. خیزشی که به پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 انجامید.

در سالروز شهادت عالم متقی، فرزند برومند امام و انقلاب، آیت‌الله سیدمصطفی خمینی، گوشه‌هایی از زندگی سراسر اخلاق و ایمان او را از زبان مادر بزرگوارش بانو خدیجه ثقفی (قدس ایران)، برگرفته از گفت‌وگویی با دکتر زهرا مصطفوی در آبان 1376، را بازخوانی می‌کنیم:‌

مصطفی در 21 رجب 1309 هجری قمری در محله‌ای نزدیک محله «عشق علی» در قم که به آن «الوندیه» می‌گفتند و حالا خراب شده، به دنیا آمد. این دومین خانه‌ای بود که اجاره کردیم. خانه اول را آقای سیداحمد زنجانی پیدا کردند که شش ماهی در آن بودیم ولی اجاره‌اش زیاد بود و بیرون آمدیم.

اسم پدر آقا، مصطفی بود و من خیلی دوست داشتم، اسم پسرمان مصطفی باشد. آقا هم راضی شدند و در نتیجه اسم فرزندمان را محمد، لقبش را مصطفی و کنیه‌اش را ابوالحسن گذاشتیم، ابوالقاسم نگذاشتیم که هر سه، شبیه حضرت رسول(ص) نشود.

مصطفی خیلی دیر زبان باز کرد و تا چهار سالگی فقط چند کلمه حرف می‌زد. در شش سالگی او را به مکتبی در نزدیکی خانه گذاشتیم که خیلی در به حرف آمدنش تأثیر داشت. در هفت سالگی به مدرسه موحدی رفت. کسی هم متوجه درس خواندن و نخواندنش نبود. اوایل یعنی تا کلاس سوم ابتدایی، گاهی من وادارش می‌کردم که درس بخواند ولی بعدها که بزرگ‌تر شد، اصلا نمی‌آمد درس بخواند و فقط دنبال بازی بود و شب‌ها می‌آمد کمی نان و پنیر و چای می‌خورد و می‌خوابید.

تا کلاس ششم که خواند، دیگر به مدرسه نرفت، چون در آن زمان، اهل دین بچه‌هایشان را به دبیرستان نمی‌فرستادند. به همین دلیل به تحصیل علوم طلبگی پرداخت. هفده ساله بود که آقا پیشنهاد کردند عمامه بگذارد و لباس روحانیت بپوشد. البته مصطفی در ابتدا چندان رغبتی به این کار نداشت ولی آقا چند نفر از دوستان خود را دعوت کردند و برای این کار، مراسمی را راه انداختند. بعد از این مراسم وقتی از منزل بیرون رفته و دوستانش او را دیده بودند، به او تبریک گفتند و تشویقش کردند. مصطفی به تدریج به تحصیل علاقمند شد و به سرعت در طلبگی پیش رفت و کم‌کم شهرت پیدا کرد که طلبه فاضلی شده است. بعدها هم به مقامات علمی رسید و حوزه تشکیل داد و مدرس شد.

مصطفی 22 ساله شده بود که شنیدم شایع شده است که ما با آقا مرتضی حائری وصلت کرده‌ایم. مصطفی می‌گفت، هر وقت آقای حائری از صحن حرم بیرون می‌آید، رفقا می‌گویند، «پدرزنت آمد!» این شایعه به گوش آقا هم رسیده بود. یک شب ایشان از من پرسیدند، «خانم! شما دختر آقای حائری را دیده‌اید؟» من در مورد او کمی برایشان توضیح دادم. آقا گفتند، «چطور است کاری کنیم که این دروغ، راست از کار دربیاید؟» گفتم، «هر جور خودتان صلاح می‌دانید».  به هر حال فردا صبح حضرت امام(ره) پیامی فرستادند و ظهر جواب آمد و امام(ره) گفتند که همان شب برای صحبت خواهند رفت. بعد هم شب شد و مردها رفتند و بعد هم ما زن‌ها رفتیم و قرار عقد گذاشته شد.

بعد از تبعید آقا به ترکیه، مصطفی جوابگوی مردم بود و فعالیت‌های پدرش را دنبال می‌کرد. به همین دلیل او را بازداشت کردند و به زندان بردند. دو ماهی در زندان بود و ساواک به خیال آن‌که مردم، پراکنده شده و همه چیز را از یاد برده‌اند، او را آزاد کرد. مصطفی به محض این‌که آزاد شد، به قم آمد و به صحن رفت و مردم دورش جمع شدند و او را با سلام و صلوات به خانه آوردند.

دو، سه روزی در خانه بود، ولی وقتی رژیم دید که مردم قم هنوز آرام نشده‌اند، دوباره او را دستگیر و این بار به ترکیه تبعید کرد. مصطفی می‌گفت، «چه خوب شد که دستگیرم کردند و بردند، چون آن شب را در منزل شیکی گذراندم و بالاخره جاهای شیک را هم دیدم!» این هم خواست خدا بود که مصطفی را نزد آقا فرستادند، چون ایشان خیلی تنها بودند و مصطفی برایشان مونس و همدم خوبی بود.

یک سال در ترکیه بودند که فرصت خوبی برای مطالعه و فعالیت علمی بود. مصطفی در آنجا از آقا مراقبت می‌کرد و حتی برایشان غذا هم می‌پخت. گاهی هم همراه علی بیگ (نگهبان حضرت امام) به گردش در اطراف تبعیدگاه می‌پرداخت. در این فاصله، دو کتاب هم تألیف کرد.

دولت‌های خارجی کم‌کم به دولت ترکیه اعتراض کردند که مگر ترکیه زندان ایران است که زندانیان سیاسی را به آنجا تبعید می‌کنند؟ به همین دلیل ترکیه بعد از یک سال، از نگه داشتن امام خودداری کرد و مقامات آنجا با آقا مشورت کردند که می‌خواهند به ایران برگردند یا به عراق بروند؟ آقا یک روز فکر می‌کنند تا جواب بدهند، اما روز بعد، مقامات ترکیه نزد ایشان می‌روند و اعلام می‌کنند قرار است که ایشان به عراق بروند.

دولت ایران تصمیم داشت که به این ترتیب، امام در کنار علما و مراجع بزرگی چون آقای حکیم، شاهرودی و آقای خوئی، فراموش شوند. مصطفی می‌گفت: «ما را به فرودگاه ترکیه بردند و سوار هواپیمای عراقی شدیم و من دیدم هیچ کس از مأموران ترکیه به هواپیما نیامد. در فرودگاه بغداد مقداری پول ایرانی را تبدیل کردم و با آقا به کاظمین رفتیم».

در کاظمین مهمانخانه‌ای بود به نام «اخوان» که صاحبش ایرانی و با مصطفی دوست بود. آنها به آنجا می‌روند، بعد آقا به حرم می‌روند و مصطفی به شیخ نصرالله خلخالی که از دوستانش بود، تلفن می‌زند و وقایع را توضیح می‌دهد. آقا شیخ نصرالله هم طلاب و فضلای عراق را برای استقبال از آقا جمع می‌کند.

مصطفی و امام، دو روز در کاظمین می‌مانند و بعد به سامرا می‌روند و یک شب هم آنجا می‌مانند و بعد به طرف کربلا حرکت می‌کنند. در کربلا استقبال گرمی از آنها می‌شود و آقای شیرازی، منزل خودشان را به آقا می‌دهند و آقا تا آخر، همان منزل را در کربلا داشتند. بعد هم آقای خلخالی در نجف، خانه‌ای اجاره می‌کند و به طلبه‌ها پول می‌دهد که وسایلی را تهیه کنند و وقتی آقا به نجف می‌روند، آقایان نجف، همه به احترام ایشان در منزل مذکور جمع می‌شوند و از آقا استقبال می‌کنند.

مصطفی، آقا را خیلی دوست داشت و خیلی مطیع ایشان بود و به آقا احترام می‌کرد. او همیشه دوست داشت محبتش را به من و آقا و خواهر و برادرهایش نشان دهد. مثلا خودش به بازار می‌رفت و برای من لباس می‌خرید و می‌آورد. آقا هم خیلی مصطفی را دوست داشتند و مثلا به ما می‌گفتند: «ناهار نخورید تا مصطفی بیاید». آقا به مصطفی احترام خاصی می‌گذاشتند و وقتی در سی سالگی او، متوجه شدند که مصطفی مجتهد است، به او اجازه اجتهاد دادند.

همه مصطفی را دوست داشتند و به او احترام می‌گذاشتند. او در مسجد انصاری درس داشت و می‌گفتند که درس او، شلوغ‌تر از درس آقاست. او کتاب هم می‌نوشت و به دلیل همین موقعیت علمی و اجتماعی بالا، مورد توجه همه بود. در نجف هم که بود، همیشه از ایران عده‌ای مهمان داشت. شب آخر هم عده‌ای مهمان داشت که موقع سحر، «صغری» فهمیده بود که او فوت کرده، در حالی که طبق معمول زیارت عاشورا می‌خواند و تسبیح در دست داشت.

مصطفی همیشه از امام مراقبت می‌کرد و مواظب همه چیز، از جمله غذا و باقی مسائل ایشان بود، حتی مراقب بود که آقا تنها نمانند. او در کارهای آقا نظارت می‌کرد و وقتی ایشان کسالتی پیدا می‌کرد، فورا دکتر می‌آورد و می‌پرسید که غذا چیست. مقید بود که هر روز یا یک روز در میان بیاید و با آقا بنشیند و صحبت کند. از سیاست خیلی حرف می‌زدند و چون بیشتر از آقا در جامعه بود و با ایرانی‌ها ارتباط داشت، ‌اخبار و مسائل را به ایشان منتقل می‌کرد.

مصطفی و آقا خیلی به هم علاقه داشتند و مرگ او، خیلی امام را ناراحت کرد. حضرت امام(ره) می‌گفتند: «من مصطفی را برای آینده اسلام می‌خواستم». آقا روزها خودشان را نگه می‌داشتند و جلوی دیگران، احساساتشان را بروز نمی‌دادند، ولی شب‌ها بیدار بودند و برای مصطفی خیلی گریه می‌کردند. آقا برای اقامه نماز وحشت، چهل نفر را خواستندو شب هفت مصطفی، شام مفصلی دادند به طوری که هر که می‌خواهد، بیاید و غذا بخورد.

یک روز آقا داشتند نماز مستحبی می‌خواندند، گفتم: «آقا بدهید برای مصطفی نماز بخوانند، چون ممکن است در بچگی، نمازش را با اشکال خوانده باشد». البته نماز مصطفی از دوازده سالگی به بعد، مرتب بود. آقا گفتند: «من او را با تمام مستحبات خودم شریک کرده‌ام» و آقا، مستحبات خیلی داشتند.

امام نمی‌خواستند مصطفی شخصیتی ممتاز از سایر شهدا باشد. یک روز گفتیم: «امسال برای مصطفی سالروز نگرفتید.» آقا گفتند: «او هم مثل سایر شهدا»، قصدشان این بود که مصطفی به عنوان پسر ایشان امتیاز ویژه‌ای کسب نکند.


هاشمی به نمازجمعه نمی‌رود، چون...
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

یک بار خود بنده این مسأله را مطرح کرده و حتی اصرار نیز کردم که بالاخره این تریبون یعنی تریبون نماز جمعه اثرگذار است و برای دنیا پخش می‌شود. یعنی هم در داخل و هم در خارج از کشور اثرگذار است. در مورد خطیبی مانند شما نیز درست نیست که بگویند شما حاضر به خواندن نماز نیستید و شاید برخی‌ها بگویند چون نماز بهم می‌خورد و گروه‌های خودسر حاضر شده و علیه شما شعار می‌دهند شما در نماز جمعه حاضر نمی‌شوید و… ایشان گفتند هر گاه از من سوال شده این‌گونه پاسخ دادم که یکی از شرایط مهم امام و خطیب جمعه این است که واقعیت‌ها را مطرح کند. مشکلات و مسایل مبتلا به جامعه را بازگو کرده و راه حل ارایه دهد.

مشاور رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره دلیل حضور نیافتن هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه گفت: تعبیر هاشمی این است اگر من به نماز جمعه بروم و واقعیت‌ها را بیان نکنم
” عدالت امام جمعه اقتضا می‌کند که از روی انصاف، علم و دقت مشکلات و مسایل مبتلابه را بیان کرده و تحلیل ارائه دهد. اگر مسایل را بیان کنم باعث ناراحتی برخی خواهد شد، اگر هم نگویم باعث سلب عدالت من می‌شود بنابراین هر که از من در خصوص حوادث اخیر سوال می‌کند می‌گویم گفتنی‌ها را در همان نماز جمعه آخر گفتم. “ کتمان شهادت کرده و از عدالت می‌افتم.

 علی عسگری در پاسخ به اینکه چرا حضور آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه ادامه نیافت، گفت: در جو کنونی ایشان ترجیح می‌دهند خطبه‌ای که شرایطش پرداختن به مسایل سیاسی و واقعیت‌های روز جامعه است را نخوانند.

وی افزود: یک بار خود بنده این مسأله را مطرح کرده و حتی اصرار نیز کردم که بالاخره این تریبون یعنی تریبون نماز جمعه اثرگذار است و برای دنیا پخش می‌شود. یعنی هم در داخل و هم در خارج از کشور اثرگذار است. در مورد خطیبی مانند شما نیز درست نیست که بگویند شما حاضر به خواندن نماز نیستید و شاید برخی‌ها بگویند چون نماز بهم می‌خورد و گروه‌های خودسر حاضر شده و علیه شما شعار می‌دهند شما در نماز جمعه حاضر نمی‌شوید و… ایشان گفتند هر گاه از من سوال شده این‌گونه پاسخ دادم که یکی از شرایط مهم امام و خطیب جمعه این است که واقعیت‌ها را مطرح کند. مشکلات و مسایل مبتلا به جامعه را بازگو کرده و راه حل ارایه دهد.

نماینده مردم مشهد در مجلس هفتم ادامه داد: تعبیر ایشان این بود که اگر من به نماز جمعه بروم و واقعیت‌ها را بیان نکنم کتمان شهادت کرده و از عدالت می‌افتم.

عسگری همچنین از قول هاشمی افزود: عدالت امام جمعه اقتضا می‌کند که از روی انصاف، علم و دقت مشکلات و مسایل مبتلابه را بیان کرده و تحلیل ارائه دهد. اگر مسایل را بیان کنم باعث ناراحتی برخی خواهد شد، اگر هم نگویم باعث سلب عدالت من می‌شود بنابراین هر که از من در خصوص حوادث اخیر سوال می‌کند می‌گویم گفتنی‌ها را در همان نماز جمعه آخر گفتم.


سایتهای من(حمیدمظاهری راد)
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

«ما عقب نخواهیم نشست و حرف‌هایمان را می‌زنیم چرا که می‌دانیم لازمه تحول دنیای جدید این است که حرف‌هایمان را بدون رودربایستی بگوییم». (سید مرتضی آوینی)

سایتهای من«ققنوس است که در آتش عشق می‌سوزد و دوباره سر بر می‌آورد و چهره‌نمایی می‌کند». سایتهای من «سوز جگر است و آه دل و اشک چشم». سایتهای من «زبان غربت بنی آدم است در فراقت درالقرار». سایتهای من«رجزهای ابوالفضل العباس است در پیکار کفر وایمان». سایتهای من «رسم وفاداری به امام را از ابوالفضل العباس آموخته است». سایتهای من«فریادی است که از حلقوم بریده بر می‌آید». سایتهای من نجوای شبانه رزمندگان است در خاکریزهای عشق و ایثار. سایتهای من چمران است؛ باکری، جهان آرا، دستواره. سایتهای من رجایی است، باهنر، بهشتی، سایتهای من احمد متوسلیان ...


از کافه میخوانید
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

مناجات فرمانده شهید بهمن درولی

پاسخ همزمان موسسه نشر آثارامام به محمد یزدی و احمدمنتظری

نماینده زن:خواستگارانم سر من دعواکردند


شاعری که روزنامه نگار شد (فرخی یزدی )


ورود همسر سارکوزی به زادگاهش ممنوع شد


رنجنامه سردبیرالف:می خواستم مچ‌بندسبزببندم!


گفتگوبا شاگرد آخرین پسر رهبرانقلاب


نامه شهید همت به خانواده اش + عکس


مرثیه‌ای برای نگین سرخ آذربایجان


پاسخ معتضد به جعفریان:


عذرخواهی داور و کمک داور دربی از پرسپولیس


سخنان تاریخی شیخ الازهر:پشت شیعه نماز می‌خوانیم


مکتب ایرانی در بیانات مقام معظم رهبری


مخالفت آیت الله طالقانی با تخریب تخت جمشید


کیهان سال 82: اصلاح یارانه ها بدون واقعی کردن درآمد مردم ظالمانه است!
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
  • هاشمی : راهی جز کاری که دولت سازندگی آغازگر آن بود وجود ندارد!
  • مطابق برخی ایرادات به دوره سازندگی حتما الان باید بگوئیم «انقلاب» توقع مردم را بالا برده که «حالا» همه می‌خواهند درس بخوانند!؟
  • از کنار رفتنم متاسف نیستم ولی از کنار گذاشتن برنامه‌های کلان کشور متاسفم
  • رهبری در اصلاح انحرافات اجرای برنامه‌‌ها قدرت ورود و عمل دارند
  • من هیچوقت معتقد نبوده‌ام که شرایط را به‌گونه‌ای نگه داریم که «مردم» توقع نکنند و فقیر بمانند تا «توقع» نکنند!
  • عمده دیدگاه‌های اقتصادی من نظر و اعتقاد رهبری در زمان ریاست جمهوری بود
  • موج‌سواری سیاسی بر آلام «فقرا» کار سهلی است ولی تغییر وضعیت واقعی زندگی آنان نیاز به برنامه‌ریزی دارد

سایت هاشمی منتشر کرد :

یکی از مهم‌ترین فرازهای تخطئه تاریخ پرافتخار «نهضت و نظام» تخریب دوران پرشکوه بازسازی در «دولت‌سازندگی» است، دولتی که به‌جای «صندوق ذخیره ارزی پروپیمان» باید در فکر ترمیم کسری ۵۰ درصدی بودجه سالیانه‌اش می‌بود و در عین حال که «روبانی» را نیز برای افتتاح کردن «پروژه‌ای به ارث برده» در پیش‌رو نداشت، فقط باید به این نکته اندیشه می‌کرد که «کلنگ بازسازی» را در کدام نقطه فرودآورد؟ آیا در خرابی‌های گسترده زیربنای غرب کشور و یا در ویرانه‌های پالایشگاههای جنوب و خارک؟ و یا در تهران، شیراز، اصفهان و یا دیگر شهرهای دور و نزدیک که میلیونها جوان را اکنون بعد از خاتمه جنگ تحمیلی و فراغت از «دفاع از کشور» جویای «اشتغال» و کار می‌دید؟..........به راستی حق ملت بزرگ ایران از توسعه و پیشرفت را «دولت سازندگی» چه پاسخی داد؟
هر چند بر این اعتقادیم که «تاریخ» در قضاوت خود اشتباه نخواهد‌کرد و هر «حقانیتی» حتی به زور قدرترین «جنگهای روانی مجعول» در سینه خاک مدفون نخواهد گردید ولی نمی توانیم اعجاب خود را از تغییر مواضع شگفت انگیز برخی صحابه میدان سیاسی کشور پنهان کنیم که روزی تخریب را بد می دانند و روزی انجام آن را فریضه ! روزی بر ظلم اجرای اصلاح یارانه ها بر مردم اصرار می ورزند و روز دیگر چشم بر تمام حقایق اقتصادی کشور می بندند و منادی شجاعت اجرای ان می شوند و روزی هم اوامر امام را مولوی و ارشادی کردند و روز دیگر ......  بد ندیدیم که شما و خود را میهمان مناظره یارانه ای - اقتصادی کیهان با آیت الله هاشمی در سال ۸۲ کنیم که قضاوت منصفانه را بسیار تسهیل می کند :


سخنان رهبر معظم انقلاب در منزل شهید یزدی
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
  مادر داشت تعریف می‌کرد: پدر شهیدان سال 45 فوت کردند. 41 سالم بوده که این بچه‌ها بی‌پدر شدند...هشت‌تا فرزند داشتم، سه تا پسر و 5 تا دختر...

مادر داشت تعریف می‌کرد: پدر شهیدان سال 45 فوت کردند. 41 سالم بوده که این بچه‌ها بی‌پدر شدند...هشت‌تا فرزند داشتم، سه تا پسر و 5 تا دختر...دو برادر یکی 22 و دیگری 24 ساله به فاصله دو سال هر دو اسفندماه یکی 1361 و دیگری 1363 شهید شدند. اولی در والفجر مقدماتی و دومی در فاو.

  رهبر انقلاب که در جمع خانواده شهید یزدی سخن می‌گفت، بعد از شنیدن حرف‌های این مادر شهید گفت: خداوند انشاء الله اجر شما را مضاعف کند؛ علت هم این است که ایشون به تنهایی این مصیبت و داغ را تحمل کرده‌اند چون اگر پدر شهدا بود، یک همدمی داشتند...

 رهبر انقلاب همچنین با اشاره به مقام صبر و رضای خانواده شهدا ادامه داد: خوش به حال شما...این نعمتی که خدا به شما داده، ـ جدای از شهادت ـ، نعمت رضا و تسلیم و...خیلی نعمت بزرگی است، این نعمت بزرگ، باعث اعتلای روح انسان است. ما خیلی از گرفتاری‌هامان ناشی از عدم رضایت و قانع نشدن و تسلیم امر خدا نبودن است.

رهبر انقلاب در توضیح مساله «عدم رضایت» تصریح کرد: وقتی خداوند چیزی به ما می‌دهد، عیب می‌گیریم از آن، وقتی  چیزی از ما سلب می‌شود فریاد اعتراضمان بلند می‌شود...اشکال کار این‌هاست... گرفتاری‌های ما این‌هاست، این حالت «رضا و تسلیم» که شما و امثال شما دارین، نعمت بزرگی است از سوی پروردگار و شکر بزرگی دارد و راه همواری است به سوی مقامات عالیه...

 رهبری مثل همیشه در پایان این گونه دیدارها از صاحبخانه برای خداحافظی اجازه می‌گیرد و می‌گوید: مرخص فرمودین خانم؟

 و مادر با همان چادر رنگی که بر سر داشت و از رهبر استقبال کرد و چندین بار گفته بود«قربون قدمت» خیلی ساده و خودمانی با او خداحافظی کرد...«به سلامت... حضرت علی(ع) نگهدارت باشه...»


مقام معظم رهبری:نسبت دادن "حکومت آخوندی" به جمهوری اسلامی تهمت است
ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

مقام معظم رهبری، صبح امروز در اجتماع علما، فضلا، اساتید، مدیران مدارس و طلاب حوزه علمیه قم در سخنانی به تبیین ابعاد مختلف تحول و مدیریت تحول در حوزه‌ها پرداختند و با تشریح مغالطه‌هایی که درباره ارتباط متقابل حوزه‌های علمیه و نظام اسلامی وجود دارد، تاکتیک‌های دشمنان اسلام برای تضعیف نظام اسلامی و منزوی کردن حوزه‌ها و روحانیت را بیان کردند. 

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اجتماع علما، اساتید و طلاب در شبستان امام خمینی(ره)، صحن صاحب‌الزمان – مسجداعظم وصحن اتابکی حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، شهر مقدس قم رامرکز معرفتی دنیای اسلام خواندند و افزودند: قم، امروز هم، مانند دوران پس از حضور مبارک حضرت معصومه سلام‌الله علیها، پایگاه اصلی معارف اهل بیت (علیهم السلام) است و می‌تواند مانند قلبی فعال و پرتحرک خون «معرفت و بیداری و بصیرت» را در سراسر پیکر امت اسلامی جاری سازد. 

ایشان تلاش و مجاهدت ده‌ها هزار طلبه را در قم برای فراگیری و ترویج معارف اسلام، پدیده بی‌نظیری دانستند و با اشاره به توجه «نگاه جهانی» به حوزه علمیه قم افزودند: قم هیچ‌گاه به اندازه امروز در تحولات و سیاست‌های بین‌المللی مؤثر نبوده و به علت همین موقعیت ممتاز، هیچ‌گاه به اندازه امروز دوست و دشمن نداشته است. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین بحث به مغالطه‌ای اشاره کردند که ورود حوزه علمیه به مسائل سیاسی و چالشی را باعث افزایش دشمنی‌ها و کاهش احترام به حوزه، معرفی و تبلیغ می‌کند. 

مقام معظم رهبری، در پاسخ به این مغالطه به تشریح این واقعیت پرداختند که هرگز هیچ مجموعه با ارزشی به علت انزوا و گوشه‌گیری و خنثی حرکت کردن، مورد احترام واقعی قرار نمی‌گیرد چرا که فقط موجودات زنده، فعال و منشأ اثر هستند که احترام حقیقی دوستان و حتی دشمنان را بر می‌انگیزند. 

ایشان در ادامه استدلال برای رد مغالطه‌ای که انزوا و بی‌تحرکی حوزه علمیه قم را دنبال می‌کند حاشیه‌گزینی و انفعال حوزه علمیه قم را منجر به حذف تدریجی آن دانستند و خاطرنشان کردند: روحانیت شیعه در کلیت خود همواره در متن حوادث اجتماعی و سیاسی بوده است و به همین علت دارای عمق و نفوذی است که هیچ مجموعه روحانی اسلامی و غیراسلامی در جهان از آن برخوردار نیست. 

مقام معظم رهبری، دومین دلیل ضرورت تحرک و پویایی حوزه علمیه در مسائل سیاسی و جهانی را تقویت دین اسلام برشمردند و افزودند: روحانیت سرباز و خادم دین است و اگر منفعلانه حرکت کند قطعاً دین ضربه خواهد خورد و این مسأله با فلسفه وجودی روحانیت در تضاد است. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، حضور روحانیت در صحنه را موجب تحریک دشمنی‌ها برشمردند اما افزودند: باید توجه کرد که این دشمنی‌ها در جمع‌بندی کلی و در صورتی که ما زنده و آگاه باشیم فرصت‌آفرین است چرا که انگیزه تحرک نظری و غیرت پاسخ‌گویی به شبهات را تقویت می‌کند و به شهادت نمونه‌های فراوان تاریخی، موجب ترویج و تعمیق معارف اسلامی می‌شود. 

ایشان در استدلالی دیگر برای رد مغالطه لزوم دوری حوزه علمیه قم از سیاست و مسائل جهانی به این واقعیت اشاره کردند که این بی‌تحرکی و خنثی بودن، باعث متوقف شدن دشمن نمی‌شود بلکه او را به تعدی و خصومت بیشتر تشویق می‌کند. 

سخنان مقام معظم رهبری در اجتماع علما، فضلا و طلاب قم با تبیین ضرورت هوشیاری در مقابل دو مفهوم غلط و انحرافی یعنی «حکومت آخوندی» و نیز «تقسیم روحانیت به آخوند حکومتی و غیرحکومتی» ادامه یافت. 

ایشان در تشریح اهداف دشمنان اسلام و نظام در تبلیغ و پیگیری این دو مفهوم انحرافی تأکید کردند: آنها می‌خواهند نظام را از پشتوانه عظیم فکری، عقلی و استدلالی علما محروم کنند و به خیال خود روحانیت انقلابی و حاضر در صحنه را منزوی و بدنام سازند که باید با این اهداف، هوشیارانه مقابله کرد. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای روشن شدن ابعاد تاکتیک دشمن در طرح این دو مفهوم انحرافی به تشریح نسبت متقابل روحانیت و نظام اسلامی پرداختند و تأکید کردند: نسبت حوزه‌های علمیه با نظام اسلامی، «حمایت و نصیحت» و «دفاع در کنار اصلاح» است. 

ایشان در همین بحث، نسبت دادن حکومت آخوندی به جمهوری اسلامی را تهمت و دروغی آشکار دانستند و افزودند نظام اسلامی، حکومت دین و ارزش‌های دینی است نه حکومت افراد روحانی. 

مقام معظم رهبری افزودند: در نظام اسلامی، صرف روحانی بودن برای به دست گرفتن مسئولیت‌های حکومتی کافی نیست چرا که «روحانی بودن» به تنهایی صلاحیت‌آور نیست همچنانکه موجب سلب صلاحیت هم نمی‌شود. 

مقام معظم رهبری تقسیم روحانیت به آخوند حکومتی و غیرحکومتی را غلطی فاحش دانستند و خاطرنشان کردند: رفتن به سمت حکومت و مسئولیت‌های حکومتی مانند هر هدف دیگر اگر برای مسائل دنیوی و هوای نفس باشد مردود است اما اگر یک روحانی با اهداف معنوی و الهی، از نظام حمایت و یا مسئولیت‌های حکومتی قبول کند این کار، از برترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر و مصداق بارز مجاهدت فی‌سبیل‌الله است.
 
سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در این اجتماع با تبیین «دو مفهوم و حقیقت ارزش‌آفرین» یعنی «تکیه نظری و علمی نظام به حوزه‌های علمیه» و «عدم بی‌تفاوتی حوزه و روحانیت در قبال نظام» ادامه یافت. 

ایشان در باب نکته اول خاطرنشان کردند: نظام اسلامی به لحاظ نظری و علمی، محتاج علمای دین و حوزه‌های علمیه است و به تلاش‌های آنها مستظهر و پشت‌گرم است. 

مقام معظم رهبری در تشریح بیشتر این حقیقت افزودند: به علت ذات و ماهیت دینی جمهوری اسلامی، نظریه‌پردازی در همه عرصه‌ها از جمله سیاست، اقتصاد – مدیریت، مسائل تربیتی و دیگر مسائل مطرح در اداره کشور، بر عهده علمای دین یعنی کسانی است که اسلام را می‌شناسند و متخصص این امر هستند. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، خلاء نظریه‌پردازی دینی در عرصه‌های مختلف اداره کشور و جامعه را موجب نفوذ و جایگزینی نظریه‌های غربی و غیردینی دانستند و خاطرنشان کردند: تأکید مکرر اینجانب بر ضرورت توجه به علوم انسانی در دانشگاه‌ها، ناشی از همین واقعیت است.
ایشان افزودند: علوم انسانی رایج، متکی بر جهان‌بینی دیگری غیر از جهان‌بینی الهی است و مدیران آینده کشور را براساس اهداف جهان‌بینی غربی و مادی تربیت می‌کند که لازم است حوزه‌های علمیه و علمای دین برای جلوگیری از این انحراف، نظریه‌های اسلامی را در زمینه‌های مختلف مشخص و برای برنامه‌ریزی در اختیار مسئولان بگذارند. 

مقام معظم رهبری، پاسخ‌گویی حوزه‌های علمیه به شبهات مختلف را از دیگر مصادیق تکیه نظام اسلامی بر علمای دین خواندند و افزودند: هدف دشمنان نظام از تزریق مستمر شبهات گوناگون دینی، سیاسی و اعتقادی به جامعه، مخدوش کردن مبانی نظام اسلامی است لذا اقدام علما و فضلای حوزه‌ها در برطرف کردن این شبهات غبارانگیز از ذهن جامعه، کمک به نظام اسلامی است و نظام در واقع از این زاویه نیز به حوزه‌ها، متکی است. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در تشریح یک حقیقت دیگر یعنی بی‌اعتنا نبودن حوزه‌های علمیه به نظام اسلامی، روحانیت و حوزه‌ها به‌خصوص حوزه علمیه قم را «مادر و به‌وجود آورنده» نظام خواندند و بر این نکته تأکید کردند که یک مادر، هرگز نمی‌تواند نسبت به فرزند خود غافل و بی‌تفاوت باشد و یا در هنگام لزوم از او دفاع نکند. 

ایشان در جمع‌بندی این بخش از سخنان‌شان خاطرنشان کردند: نسبت حوزه‌های علمیه و نظام، «حمایت، همکاری و کمک متقابل» است. 

مسأله «استقلال حوزه‌ها» از دیگر نکاتی بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با طرح یک سؤال به تبیین ابعاد مختلف آن پرداختند: آیا حمایت نظام از حوزه‌های علمیه، به استقلال آنها خللی و لطمه‌ای وارد می‌کند یا نه؟ 

مقام معظم رهبری برای پاسخ‌گویی به این سؤال به حفظ استقلال تاریخی حوزه‌ها چه در دوران حکومت‌های معارض با دین و چه در زمان حکومت‌های شیعی اشاره کردند و افزودند: علمای دین حتی هنگامی که به برخی حکومت‌های شیعه کمک می‌کردند هرگز در قبضه حکومت‌ها قرار نگرفتند و روحانیت شیعه همچنان که در تاریخ خود مستقل بوده امروز و در آینده نیز به فضل الهی، مستقل خواهد بود. 

ایشان ضمن تأکید بر استقلال حوزه‌ها، هوشیاری در مقابل برخی تلاش‌ها برای ایجاد مغالطه در این زمینه را ضروری خواندند و افزودند: عده‌ای می‌خواهند به نام «استقلال»، رابطه حوزه‌ها را با نظام قطع کنند اما واضح است که وابستگی غیر از حمایت و همکاری است و می‌توان در عین استقلال، به همکاری متقابل نیز پرداخت. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، نظام اسلامی را مدیون حوزه‌ها دانستند و افزودند: نظام موظف است بدون اینکه در مسائل حوزه‌ها دخالتی کند به آنها کمک نماید چرا که مسائلی در این مجموعه‌ها وجود دارد که جز با کمک بیت‌المال، حل آنها ممکن نیست. 

ایشان، موضوع معیشت طلاب را از کمک‌های نظام به حوزه‌ها، جدا دانستند و تأکید کردند: معیشت طلاب باید براساس همان سنت پرمعنای حوزه‌ها از طریق وجوهات مردم اداره شود چرا که این مسأله، یکی از رموز ارتباط دلنشین و مستحکم مردم با حوزه‌هاست. 

مقام معظم رهبری، حمایت‌های گوناگون نظام اسلامی از حوزه‌ها را فقط به کمک‌های مالی محدود نکردند و خاطرنشان کردند: امروز به فضل الهی و با حمایت نظام، مهمترین و عمومی‌ترین تریبون‌های ملی در اختیار علما و مراجع معظم است و افزایش پشتیبانی‌های مختلف از نظام، وظیفه همه دولت‌هاست. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به لزوم مرزبندی مسأله «استقلال» با «ارتباط متقابل نظام و حوزه‌ها» خاطرنشان کردند: نظام اسلامی و در دل آن حوزه‌های علمیه، دو جریان عظیمی هستند که از زوایا و ابعاد فراوان به هم مرتبط و متصلند و در واقع سرنوشت آنها یکی است.
ایشان خاطرنشان کردند: اگرچه هرگونه ضربه به نظام اسلامی، موجب لطمه شدید به حوزه‌ها و اهل دین خواهد بود اما نظام اسلامی، زنده و قوی است و مطمئناً بر همه چالش‌های پیش رو پیروز خواهد شد. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در آخرین بخش از سخنانشان در جمع علما، اساتید، فضلا و طلاب قم، به تبیین موضوع مهم «تحول در حوزه‌های علمیه» پرداختند. 

ایشان در تشریح تفاوت‌های اساسی «تحول صحیح و مثبت» با «تحول غلط و انحرافی» به بعضی مصداق‌های روشن اشاره کردند وافزودند: اگر تحول را، به معنای تغییر خطوط اصلی حوزه‌ها مثلاً تغییر متد اجتهاد بدانیم این برداشت کاملاً انحرافی است و تحولی به سمت سقوط خواهد بود. 

مقام معظم رهبری شیوه رایج اجتهاد در حوزه را از قوی‌ترین و منطقی‌ترین شیوه‌ها خواندند و تأکید کردند: امروز هرکسی و تحت هر نامی اگر در اجتهاد، به شیوه‌های غیراصولی و غیرمتعارف روی آورد، کار او غلط و مردود است. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به برخی افراد که برای رعایت پسند و عرف عمدتاً مادی دنیا و حتی برای خوش‌آمد استکبار، فتوا صادر می‌‌کنند، افزودند: کسی فتوا داده است که تلاش صلح‌آمیز هسته‌ای ایران به‌خاطر اینکه مورد سوءظن قدرت‌های بزرگ است مشروع نیست اما ما می‌گوییم استکبار غلط کرده است که به ملت ایران سوءظن دارد. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: البته اگر اجتهاد افراد، براساس شیوه‌های رایج و صحیح حوزه‌ها به فتاوی متفاوت منجر شد هیچ ایرادی ندارد بلکه موجب بالندگی و پیشرفت حوزه‌ها خواهد بود. 

مقام معظم رهبری حوزه‌های علمیه را به حضور فعال در عرصه‌های جهانی فلسفی، فقهی و کلامی توصیه کردند و افزودند: حوزه باید با توجه به نظریات مکاتب گوناگون در مسائل مختلف، برای همه مسائل و نیازهای مطرح در جهان پاسخ‌های مستدل، قوی و قانع کننده ارائه کنند. 

ایشان، وجود وسائل ارتباطاتی پیشرفته را فرصتی برای انتشار سریع پاسخ‌های حوزه‌های علمیه به نیازهای داخلی و جهانی دانستند و خاطرنشان کردند: تبیین «معرفت‌شناسی» و «تفکر سیاسی و اقتصادی» اسلام، تشریح مفاهیم فقهی و حقوقی و بیان دقیق و علمی نظام اخلاقی و تربیتی اسلام از جمله مسائلی است که حوزه‌ها می‌توانند در سطح جهانی به آنها بپردازند. 

مقام معظم رهبری در ادامه بحث ضرورت تحول در حوزه‌ها، حرکت نو به نوی اجتهادی را اساس این تحول خواندند و افزودند: تحول و دگرگونی امری اجتناب‌ناپذیر است و مراجع، بزرگان و اندیشمندان حوزه باید آن را برنامه‌ریزی و هدایت و مدیریت کنند. 

ایشان به عنوان مصداقی دیگر از برداشت‌های انحرافی از مفهوم تحول، به رها کردن شیوه‌های سنتی بسیار کارآمد حوزه در بحث تعلیم و تعلم اشاره کردند و افزودند: این شیوه‌های سنتی، به‌تدریج مورد توجه جهان نیز قرار گرفته است و اگر کسانی به عنوان تحول، به دنبال تضعیف این شیوه‌ها باشند، این حرکت قطعاً ارتجاعی و نتایج آن غیرقابل قبول است. 

شیوه انتخاب آزادانه استاد – اشکال گرفتن به استاد – فکر کردن، مطالعه و پرهیز از حفظ صرف مطالب – مباحثه – احترام به استاد – و رعایت حقوق متقابل استاد و شاگرد از جمله روش‌های صحیح و سنتی رایج در نظام تعلیم و تعلم حوزه‌ها است که مقام معظم رهبری برای ایجاد تحول در حوزه‌ها بر تقویت آنها تأکید کردند. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، انطباق تلاش‌ها و فعالیت‌های علمی حوزه‌ها با نیازهای مردم و جامعه را از دیگر ضروریات تحول مثبت در حوزه‌ها دانستند و افزودند: در روند تحول در حوزه‌ها، باید نظام «رفتاری و اخلاقی» نیز مورد توجه قرار گیرد. 

مقام معظم رهبری، تکریم مراجع معظم تقلید را از نکات مثبت نظام رفتاری حوزه برشمردند و افزودند: مراجع، غالباً قله‌های علمی حوزه‌ها هستند و هیچ کسی به راحتی به این موقعیت دست نمی‌یابد بنابراین مراجع جلیل‌القدر باید همواره مورد تکریم و احترام همگانی حوزویون باشند. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تهذیب نفس را از پایه‌های اساسی استمرار تحول مثبت در حوزه‌ها خواندند و افزودند: در نظام رفتاری و اخلاقی حوزه‌ها، باید گرایش‌ها و احساسات انقلابی نیز مورد توجه کامل باشد چرا که دشمنان و دنباله‌روهای آنان می‌خواهند با شکسته شدن فضای انقلابی، اهداف شوم خود را دنبال کنند. 

ایشان در همین زمینه خاطرنشان کردند: مخالفت فلان فرد با گرایش‌ها و احساسات انقلابی، مسأله‌ای نیست بلکه مسأله این است که دشمن تلاش می‌کند با تکیه بر این مخالفت‌ها فضاسازی کند و حوزه‌ها باید به این مسأله توجه کامل کنند. 

ایشان منزوی کردن روحانیون انقلابی و بسیجی، «تحقیر شهادت و شهیدان» و زیرسؤال بردن دفاع مقدس ملت ایران را از جمله روش‌های مخالفان اسلام برای تضعیف فضای انقلابی در حوزه‌ها برشمردند و بزرگان حوزه را به حساسیت و مراقبت کامل در این باب، توصیه کردند. 

مقام معظم رهبری، جوانان و طلاب پرشور و انقلابی حوزه‌ها را امیدهای آینده کشور خواندند اما به آنان نیز توصیه کردند: مراقب هرگونه زیاده‌روی باشند و به دور از افراط و تفریط، به‌گونه‌ای عمل کنند که کسی نتواند تهمت افراطی‌گری به آنها بزند. 

ایشان افزودند: هر فرد انقلابی، ضمن حفظ شور و احساسات خود، باید بصیر و هوشیار، پیچیدگی‌های زمانه را درک کند و با پایداری در برابر فشارها و مشکلات، همواره رفتاری منطقی و عقلی داشته باشد. 

ایشان، پرهیز از زدن تهمت افراطی‌گری به نیروهای انقلابی را نیز، ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: این تهمت، انحرافی است که دشمن مستقیم و غیرمستقیم آن را دنبال می‌کند. 

مقام معظم رهبری در پایان بحث‌شان درباره ضرورت تحول در حوزه‌ها، به لزوم مدیریت این تحولات پرداختند و افزودند: تحولِ پیچیده، گسترده و همه‌جانبه در حوزه‌ها، بدون یک مدیریت قوی و صحیح امکان‌پذیر نیست و گروهی که مورد تأیید مراجع و بزرگان و صاحب‌نظران حوزه است باید این مدیریت را به عهده داشته باشد. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با تأکید بر اهمیت درس و رشته فلسفه، حوزه‌ها را به توجه بیشتر به علوم عقلی و فلسفه و کلام و نیز رشته تفسیر توصیه مؤکد کردند. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان سخنان‌شان در اجتماع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علیمه قم، حضور هزاران طلبه خواهر را پدیده‌ای عظیم و مبارک دانستند و افزودند: تربیت عالمان، پژوهشگران، فقیهان و فیلسوفان در حوزه های علمیه خواهران و حضور این اندیشمندان در عرصه‌های جهانی می‌توانند همچون حضور دانشمندان دانشگاهی، برای انقلاب و ایران، مایه آبروی بیشتر جهانی باشد. 

در ابتدای این دیدار آیت‌الله مقتدایی مدیر حوزه‌های علمیه با اشاره به جایگاه حوزه علمیه قم به عنوان خاستگاه انقلاب اسلامی گفت: اساتید، فضلا و طلاب با بصیرت کامل پیشتاز و پرچمدار دفاع از این نظام اسلامی هستند و بر خود فرض می‌دانند از جایگاه ولایت‌فقیه در مقابل توطئه‌ها و جریانات انحرافی محافظت کنند و به شبهات پاسخ مناسب بدهند. 

آیت‌الله مقتدایی ابراز امیدواری کرد: با توجه به درک عمیق نسبت به ظرفیت علمی و معنوی حوزه‌ها و نقش آن در تمدن‌سازی ودفاع از معارف ناب اسلام، گام‌های استوار و بلندی برای رسیدن به وضع مطلوب برداشته شود.


وزنه بردار ایران و اسرائیلی کنار هم ایستادند
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

در رخدادی بی سابقه و خلاف موازین کشور "وزنه بردار ایران و حریف اسرائیلی  " بر روی سکو رفتند و پرچمهای ایران و رژیم صهیونیستی در کنار هم به اهتزاز در آمد

بدنبال مشکلات مختلف در فدراسیون وزنه برداری تحت مدیریت رضازاده و در یک اقدام عجیب و بی سابقه و بر خلاف موازین جمهوری اسلامی ایران، نماینده وزنه‌برداری کشورمان در رقابت‌های جهانی وزنه‌برداری پیشکسوتان در کشور لهستان ، ضمن پیکار با نماینده‌ای از رژیم صهیونیستی، در مراسم اهدای مدال، بر روی سکویی قرار گرفت که نفر اولش از رژیم اشغالگر قدس بود و همزمان پرچم کشورمان نیز در مجاورت پرچم اسرائیل به اهتزاز در آمد


برنامه اماراتی ها در صورت بسته شدن تنگه هرمز
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

ابوظبی در حال ساختن بندرنفتی عظیمی در ساحل دریای عمان است تا به خلیج فارس و تنگه هرمز نیازی نداشته باشد

امیرنشین ابوظبی که نود درصد ذخایر نفتی امارات متحده عربی را در اختیار دارد در حال ساختن بندرنفتی عظیمی در ساحل دریای عمان است تا در صورتی که ایران تصمیم به بستن تنگه هرمز بگیرد، برای صدور نفت خود نیازی به خلیج فارس و تنگه هرمز نداشته باشد،روز گذشته، پایگاهی دریایی که فاز اول این بندر محسوب می شود در امیرنشین فجیره افتتاح شد


آمریکا ۶۰ میلیارد دلار تسلیحات به عربستان می فروشد
ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

دولت باراک اوباما تایید کرده است که تسلیحاتی به ارزش ۶۰ میلیارد دلار در اختیار عربستان سعودی قرار می دهد

 یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا روز چهارشنبه گفت که این معامله نظامی فقط با هدف مهار کردن ایران انجام نمی شود ،اندرو شاپیرو، دستیار وزیر امور خارجه آمریکا در امور سیاسی – نظامی، در واشنگتن اعلام کرد که جزئیات این توافق نامه رسما به کنگره اطلاع داده شده است


گزارش فرانس 24 از "روابط دختر و پسر در تهران"
ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سرنشینان پسر و دختر درخودروهای ناگهان وسط خیابان متوقف و به یکدیگر شماره تلفن می دهند این عجیب است و هیچ‌‌جای دیگر در جهان مشاهده نمی‌شود

در شرایطی که انتقادها به محمود احمدی نژاد در خصوص شدت گرفتن معظلات اجتماعی و فرهنگی در کشور شدت یافته و روحانیون بلتند پایه ای مانند احمد خاتمی را در این خصوص به واکنش جدی واداشته است ،روابط دختر و پسر در مناطق بالاشهر تهران به سوژه خبری شبکه فرانس 24 تبدیل شد و این شبکه در گزارشی از نوع روابط موجود در تهران میان دختران و پسران ابراز تعجب کرد


ترکیه:تحریم ها موجب تردید در معامله با ایران شده است
ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

علی بابا جان:برخی بانک‌های ترکیه در معامله با ایران با تردید و برخی هم به بدون تردید به معاملات خود ادامه می‌دهند و برخی معاملات خود را متوقف کرده اند

 در حالیکه پییش از این بانکهای اماراتی و سایر کشورهای عربی همسو با ایالات متحده دست به اقدامات اقتصادی علیه ایران زده بودند و همزمان با سفر شیطنت آمیز استوارت لوی به آذربایجان و ترکیه ،معاون اردوغان می گوید: تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی موجب شده تا بانک‌های این کشور در انجام معاملات خود با ایران دچار تردید شوند


کشور در شرایط رکود تورمی قرار دارد
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

عضو هیأت‌رئیسه اتاق بازرگانی:تحریم‌ها،اجازه برنامه‌ریزی به برنامه‌ریزان اقتصادی نمی‌دهد واکنون کشور در شرایط رکود تورمی قرار دارد

عضو هیأت‌رئیسه اتاق بازرگانی ایران تاکید کرد: اکنون کشور در شرایط رکود تورمی قرار دارد و قرار داشتن آن در این رکود تورمی نگرانی‌هایی را در صورت مدیریت نامنظم برای اقتصاد کشور ایجاد می‌کند،مسعود دانشمند در یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد، گفت: برای برون رفت از رکود تورمی باید شرایط ویژه‌ای فراهم شود، اما اکنون اقتصاد کشور دچار دو مسأله اساسی شده است


زیبا کلام:اظهارات جوانفکر یک تاکتیک سیاسی است
ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

احمدی‌نژاد ارزش و احترامی برای جریان اصولگرایان قائل نیست و معتقد است که من خودم این رای را به دست آوردم به روحانیت مبارز و موتلفه و... چه ارتباطی دارد

صادق زیباکلام با بیان این‌که من تصور می‌کنم که قطعا این یک تاکتیک سیاسی است گفت: «البته نکته دیگر این است که آقای احمدی‌نژاد و جریان منتسب به ایشان اساسا خودشان را بزرگتر و بالاتر از اصولگرایان می‌بینند، احتمالا آقای احمدی‌نژاد معتقدند که پیروزی در انتخابات به خود ایشان ربط دارد نه جریانی که برآمده از آن بودند


یونسی، وزیر اسبق اطلاعات:مصلحت را در سکوت می‌دانم
ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

عناصر و گروه‌های افراطی بر طبل تفرقه و اختلاف می‌کوبند و با روش‌های دشمن‌ساز ، بسیاری از نخبگان و مدیران سابق کشور را به حاشیه رانده‌اند

وزیر سابق اطلاعات گفت :مصاحبه و اظهارنظر حال و حوصله می‌خواهد و این روزها سکوت و انزوا مطابق حزم و احتیاط است، من هم مانند بسیاری از دلسوزان جمهوری اسلامی، مصلحت را در سکوت می دانم زیرا ،فضای سیاسی کشور مه‌آلود است و هرگونه اظهارنظر چه بسا به گونه‌های نادرست تفسیر و تعبیر شود


روزنامه کویتی:نماندن احمدی نژاد در لبنان بخاطر احتمال ترور
ساعت ٧:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

عدم حضور رئیس جمهور در اجلاس گروه چهار و پرواز احمدی نژاد به تهران نتیجه اقداماتی بود که به ترور او می انجامید و ارتش لبنان طرح سوء قصد را ناموفق گذاشت

یکروز پس از بازگشت محمود احمدی نژاد به کشور  روزنامه کویتی" السیاست" به نقل از منابع خود در لبنان ادعا کرد :هفته گذشته اداره اطلاعات ارتش لبنان توانست که از سوء قصد به جان "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور ایران جلوگیری کند و نظامیان لبنانی نه تنها جان احمدی نژاد را نجات داده بلکه به "حزب الله" نیز اجازه ندادند که مسئولیت امنیت رییس جمهور ایران را بر عهده گیرد


پوشش در نمره دانشجو اثر گذار خواهد بود
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

برای نخستین بار پس از انقلاب وزیر بهداشت اعلام کرد :پوشش و رفتار حرفه‌ای دانشجویان علوم پزشکی در سیستم نمره‌دهی به دانشجویان تاثیر دارد

وزیر بهداشت گفت: متاسفانه سازمان سنجش آموزش کشور بیش از تعدادی که از سوی وزارت بهداشت ظرفیت به این سازمان اعلام شده بود، دانشجو به دانشگاه‌های علوم پزشکی معرفی کرده است که این مسأله مشکلات عدیده‌ای را ایجاد کرده است،امسال که این تعداد دانشجو به دانشگاه‌ها آمده‌اند اما باید برای سال آینده ترتیبی اتخاذ شود تا سازمان سنجش تنها همان تعداد دانشجویی که وزارت بهداشت اعلام می‌کند را در دانشگاه‌ها پذیرش کند


جوانفکر :جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی دیگر وجود ندارند
ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

مدیرعامل خبرگزاری ایرنا و مشاور مطبوعاتی رئیس‌جمهور :مردم به یک اصولگرا رای دادند، اما اصولگرایی از جنس خود احمدی نژاد

 رسایی تلاش کرد که بگوید رای احمدی‌نژاد متعلق به جریان اصولگرایی است یعنی به دلیل حمایتی که آن جریان در سال 1384 به عمل آورد، آقای احمدی‌نژاد توانست رای بیاورد و من گفتم که این طور نیست. همه می‌دانند که جریان اصولگرایی نامزد خودش را داشت و نامزدش هم آقای لاریجانی بود و آقای احمدی‌نژاد تصمیم گرفت خودش را خارج از چارچوب‌های معمول حزبی و گروهی به مردم معرفی کند


آقای احمدی نژاد " ملاحظه فرزندان کشور را بکنید "
ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

اسلام تاکید دارد : از دهان خارج ساختن دشنام و واژه های تهی از متانت و بی سلیقگی در بیان و سخن گفتن ،آسان است بنابر این از اثرات احتمالی آن مطمئن شوید

واقعیت های موجود و خصوصا بازگویی سخنان برخی وزیران و معاونان وزیر و سطوح دیگر مدیریت در کشور بیانگر این واقعیت است که شیوه گفتمان رئیس جمهور و استفاده از ادبیاتی ویژه و بی سابقه و کلماتی که اگر کوچکترها بکار ببرند تنبیه می شوند رایج شده است و کار به نقطه ای رسیده که معاون وزیر " فرهنگ " به سادگی در تریبون عمومی از عبارات زشت بهره می جوید و آب هم از اب تکان نمی خورد


از گاف گوردن براون تا ادبیات محمد علی رامین
ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

ادبیات موسوم به کوچه بازاری مدتهاست که بین برخی دولتیها رواج دارد و در موقعیتهای مختلف ،ورد زبان برخی از مسئولان و مدیران دولتی است

هنوز اظهارات حاجی‌بابایی وزیر آموزش و پرورش دولت دهم که در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران از محل هزینه افطاری آن وزارتخانه گفته بود: «از قبر جنابعالی»،از یاد نرفته است که محمد علی رامین در یک گفتگوی زنده رادیویی خطاب به مجری برنامه و به تندی گفت: "قبل از پاسخ به سلام شما باید بگویم شما چرا این اراجیف را مطرح می کنید و شما غلط می کنید با این اوصاف و بنابر تفسیر شخص آقای رامین باید گفت : معاون وزیر غلط میکند که با چنین ادبیاتی با شهروند مسلمان و محترم مسلمان سخن می گوید


مدرک برخی نمایندگان،دولتمردان و فرزندانشان بی‌اعتبار است
ساعت ٧:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سلیمی:مدارک دانشگاههای حوزه خزر بی اعتبار است و برخی نمایندگان،برخی مسئولان و برخی آقازاده ها از این دانشگاه‌ها مدرک گرفته‌اند

 عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی گفت:متاسفانه مدارک "دانشگاه‌ها ی حوزه خزر" از نظر علمی بسیار ضعیف‌اند و‌ اظهار داشت:‌ برخی از این دانشگاه‌ها در آغاز ترم از دانشجویان پول می‌گیرند و دانشجویان دیگر سر کلاس نمی‌روند و حتی پایان‎نامه خود را با پول برایشان می‌نویسند و صورت مصداقی برخی از مسئولان استانی را سراغ دارم که در این دانشگاه‌ها مشغول به تحصیل هستند و از موقعیت خودشان در این زمینه سوءاستفاده می‌کنند