پاسخ دکتر اعلمی به نامه ی حمید مظاهری راد
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

نخست برخود لازم می دانم ضمن ارج نهادن به دغدغه‌های مشترک شما و سایر دوستان بزرگواری که با پیشنهاد جنابعالی اعلام همگرائی کرده اند، از لطف و محبتی که نسبت به اینجانب ابراز کرده اید تقدیر و تشکر نمایم.

اما در رابطه با پیشنهاد جنابعالی مبنی بر تشکیل یک حزب فراگیر باید گفت، پیشنهاد وسوسه انگیزی است، زیرا؛

اولا-برکسی پوشیده نیست که حزب از مظاهر و لوازم جمهوریت و دموکراسی است. به بیان دیگر نمی‌توان از جمهوریت و دموکراسی دم زد اما لوازم و ارزش‌های آن را نادیده گرفت، زیرا جمهوریت و دموکراسی بدون وجود نهادهای مدنی و احزاب مانند قطار بدون لوکوموتیو می باشد و شاید به همین دلیل است که دانشمندان علم سیاست، از «حزب» بعنوان مهم‌ترین سازمان سیاسی در جمهوریت و دموکراسی‌های معاصر یاد کرده اند.

ثانیا-بقول سعدی؛ «صدهزاران خیط یکتا را نباشد قوتی // چون بهم برتافتی اسفندیارش نگسلد» و نیز بقول حافظ «دو دل یک شود بشکند کوه را // پراکندگی آرد انبوه را».

اما در این مسیر مشکلات و موانع فراوانی وجود دارد که راه رسیدن به آمال و آرزوهای مندرج در نامه شما را بصورت قابل توجهی ناهموار و دشوار می سازد، زیرا اگر بپذیریم که فلسفه تشکیل احزاب نوعا معطوف به اجتماع گروهی از افراد همفکر و همگرا برای انجام فعالیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بصورت سازمان یافته می باشد، در این صورت بدیهیست که توفیق احزاب در عملیاتی کردن برنامه، اهداف و نیل به مقاصد خود و تغییر وضع موجود و هدایت آن به سمت وضع مطلوب، با سهم حزب در منابع قدرت و نقش آفرینی آنها در قدرت سیاسی حاکم، رابطه مستقیمی دارد.

اکنون فرض کنید که با پشت سرنهادن همه پل ها و اخذ مجوز از وزارت‌کشور، حزبی را تشکیل دادیم و از این طریق ما هم بر دامنه انتظارات مردم از خود افزودیم، لاجرم در گام اول حزب برای رسیدن به منویات و اهداف خود باید نامزد مشارکت در قدرت(نمایندگی مجلس، نمایندگی در مجلس خبرگان رهبری،... و ریاست جمهوری) شود و این درحالیست که در نظام سیاسی مستقر، مسیر ورود به قدرت منحصرا از نهاد منتسبی بنام شورای نگهبان عبور می کند که تحقق خواست و اراده احزاب منوط به انطباق و همگرائی مطلق آنها با رویکرد و خواست و اراده این نهاد می باشد.

به این ترتیب در نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه که در آن مسیر ورود به قدرت از نهادهای انتصابی عبور می کند و هرگونه صدای مخالف و منتقد علیه عقاید مانوس به منزله عدم اعتقاد و التزام عملی به نظام و ولایت فقیه تلقی و همین امر مانع از ورود او به قدرت می شود، کدام حزبی می تواند اهداف و منویات خود را که همانا تغییر وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب مطابق با اهداف و برنامه هایش می باشد را عملیاتی سازد؟

در خوشبینانه ترین حالت باز فرض می کنیم که اعضای حزب باعبور از فیلتر شورای نگهبان، مجلس و دولت را بطور کامل در اختیار خود بگیرند. اینک انتظار می رود که با ارائه طرح ها و لوایح مختلف؛ شعارها، وعده ها و برنامه های خود را جامه عمل بپوشاند، این مصوبات زمانی می تواند عملیاتی شود که به تائید شورای نگهبان برسد که رویکرد آن برکسی پوشیده نیست و این یعنی نقطه سرخط!

به همین سبب از زمان شکل گیری احزاب در ایران و بویژه پس از انقلاب، بجز احزابی که دولت ساخته و یا بطور کامل مورد تائید حاکمیت بوده اند و کوچکترین تغییری در سیستم و موجود ایجاد نکرده اند، سایر احزاب کوچکترین نقشی در شکل گیری و سامان دهی قدرت نداشته‌اند و تنها بصورت موسمی برای سهم خواهی جزئی از قدرت در ایام انتخابات فعال و پس از انتخابات بطور کامل در حاشیه قرار گرفته اند.

براین اساس اذعان می کنید که این روند جز سرخوردگی و بدبینی بیشتر مردم نسبت به احزاب، حاصل دیگری ندارد، مگر اینکه ما هم بپذیریم هدف وسیله را توجیه می کند و لذا صرفا برای سهم خواهی و مشارکت بدون هدف متعالی در قدرت، به دنبال تشکیل حزب و گروهی باشیم که مقصدش همان پوپولیسم و کج راهه‌ای است که سایر احزاب در آن گام نهاده اند.

اگر این ابهامات و دغدغه های راقم برطرف شود، قهرا در مورد پیشنهاد جناب مظاهری راد باجدیت بیشتری می توان تامل کرد. موفق باشید